گنجور

شمارهٔ ۵۲

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

هر که چون روی تو رویی دارد

سر بسر راحت دنیی دارد

هر که دارد دهن و زلف و خطت

کوثر و سدره و طوبی دارد

از جهان دوست ترا دارد دل

آری چون دارد باری دارد

زنده کن مرده دلم را بدمی

که دهانت دم عیسی دارد

دم زلف تو گرفتست دلم

ابلها کو دم افعی دارد

چشم تو خون دلم کرد حلال

و آنک از خطّ تو فتوی دارد

هر دم آویزد در من غم تو

خود نگوید که چه دعوی دارد

بهر بوسی که ز تو خواسته ام

بر منت خشم چرا می دارد؟

ندهی خود ندهی حکم تراست

خشم و دشنام چه معنی دارد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام