گنجور

شمارهٔ ۴۲

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

نفس باد صبا می جنبد

غیرت مشک خطا می جنبد

سر و گویی سر حالت دراد

می زند دست وز جا می جنبد

لالۀسوخته دل پنداری

که هم از عالم ما می جنبد

شاخ از رقص نمی آساید

کز سر برگ و نوا می جنبد

شوری اندر چمن افکند صبا

خود ندانم ز کجا می جنبد

آب را سلسله می جنباند

باد دیوانه چو فا می جنبد

مهد طفلان چمن پنداری

بر انگشت هوا می جنبد

شاخ دندان شکوفه که هنوز

دی برآورد چرا می جنبد

دهنی دارد پر آتش و آب

گویی از خوف ورجا می جنبد

برگ در پیش همی تازد تیز

قطره نرمک ز هوا می جنبد

شاخ را هر نفسی باد صبا

می زند بر سر تا می جنبد

زند خوان همچو مغان بر سر شاخ

چون کند زمزمه ها می جنبد

باد نوروز چنان می جنبد

که بصد حیله فرا می جنبد

عالم مرده صفت بار دگر

ز اثر صنع خدا می جنبد

رگ باران حرکت می گیرد

نفس باد صبا می جنبد

همچو پیریست شکوفه بر شاخ

که بیاری عصا می جنبد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام