گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

باد نوروزی ره بستان گرفت

دست عاشق دامن جانان گرفت

نو عروسان چمن را دست ابر

پای تا سر در در و مرجان گرفت

صبح خندان چون دمی از صدق زد

حالی آن دم در گل خندان گرفت

همچو بیماران دیگر باد را

آرزوی صحن سروستان گرفت

گل فروشست از سر خوبان باغ

ابر کز چشمش جهان طوفان گرفت

دست بر عالم فشاند آزاد وار

سرو چون کارجهان آسان گرفت

عزم استقبال گل دارد درخت

از شکوفه سیم در کف زان گرفت

جامهای گازری در سر کشید

شاخ را چون در چمن باران گرفت

هر درختی کو قد یارم بدبد

از تعجّب دست در دندان گرفت

چون صبا نشناخت کس قدر بهار

زان چنانش در میان جان گرفت

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.