گنجور

شمارهٔ ۳۲

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

باد نوروزی ره بستان گرفت

دست عاشق دامن جانان گرفت

نو عروسان چمن را دست ابر

پای تا سر در در و مرجان گرفت

صبح خندان چون دمی از صدق زد

حالی آن دم در گل خندان گرفت

همچو بیماران دیگر باد را

آرزوی صحن سروستان گرفت

گل فروشست از سر خوبان باغ

ابر کز چشمش جهان طوفان گرفت

دست بر عالم فشاند آزاد وار

سرو چون کارجهان آسان گرفت

عزم استقبال گل دارد درخت

از شکوفه سیم در کف زان گرفت

جامهای گازری در سر کشید

شاخ را چون در چمن باران گرفت

هر درختی کو قد یارم بدبد

از تعجّب دست در دندان گرفت

چون صبا نشناخت کس قدر بهار

زان چنانش در میان جان گرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام