گنجور

شمارهٔ ۱۹

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

آنکه سرم بر خط فرمان اوست

گوی دلم در خم چوگان اوست

دل بغمش دادم و جان هم دهم

گر لب و دندان لب و دندان اوست

حال دلم هر چه پریشانیست

پرتو آن زلف پریشان اوست

زهره و مه چونکه ببینی بهم

دانی که زه و گوی گریبان اوست

تشنه بمیرد چو دلم هر که او

در طلب چشمۀ حیوان اوست

چشمۀ خورشید بدان آب روی

قطره یی از چاه زنخدان اوست

صبر چنان سخت کمان در غمش

سست تر از عقدۀ پیمان اوست

دل که چنان سینه همی کرد وی

دیدمش او هم نه ز مردان اوست

شاید اگر دل نه بفرمان ماست

زانکه بهر حال که هست آن اوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام