گنجور

شمارهٔ ۱۲۵

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم

دوستانی که همه یک دل و محرم بودیم

نوحریفانی پاکیزه تر از قطرۀ آب

بر نشسته بگل و لاله چو شبنم بودیم

هر یکی عالمی از فضل و هنرمندی و باز

فارغ از نیک و بد گردش عالم بودیم

هر کجا بستگیی بود کلیدش بودیم

هر کجا خستگیی آمد مرهم بودیم

در لطافت همه چون باد صباست عنان

در وفا کوه صفت ثابت و محکم بودیم

روز کوشش همه هم پشت جوانان بودیم

شب خلوت همه یک رویه و همدم بودیم

حلقة زلف بتان رشک همی برد زما

که ز دلداری در بند دل هم بودیم

هر کجا پر هنری یا سخن آرایی بود

بدل ایشان نزدیک تر از غم بودیم

آنچنان فارغ و آزاد بدیم از غم دل

که تو گفتی که نه از عالم آدم بودیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام