گنجور

شمارهٔ ۱۲۱

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

جانرا چو نیت وصل تو حاصل کجا برم؟

دل را که شد ز درد تو غافل کجا برم؟

بی ئصل جانفزای و حدیث چو شکّرت

این عیش همچو زهر هلاهل کجا برم؟

بگسست چرخ تار حیاتم بدست هجر

چون وصل نیست کو همه بگسل کجا برم؟

بنیاد خوشدلیّ من از سیل خیز اشک

گیرم که خود نگردد باطل، کجا برم؟

بی پایمرد وصل ز غرقاب حادثات

کشتی عمر خویش بساحل کجا برم؟

منزل دراز و بارکشم لنگ و من ضعیف

بارم گران و راه پر از گل کجا برم؟

ریگ روان و تیره شب و ابر و تند باد

من چشم درد، راه بمنزل کجا برم؟

مشکل گشای وصل اگر دیرتر رسد

چندین هزار قصّۀ مشکل کجا برم؟

گیرم که ارزوی دلم جمله حاصلست

اکنون چو نیست روی تو حاصل کجا برم؟

گفتند: برگرفت فلان دل ز مهر تو

من داوریّ مردم جاهل کجا برم؟

گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر

آن مهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام