گنجور

شمارهٔ ۱۰۹

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

من چو بچۀ مهر تو بشکستم

وز دست غم تو بی وفا جستم

فارغ شدم و زبان بد گویان

بر خود چو در وصال تو بستم

از آمدنت طمع چو ببریدم

از محنت انتظار وارستم

گر دست بشستم از تو جایش بود

کز دست تو خون بخون بسی شستم

صد بار مرا شکست عهد تو

من عهد تو هیچ بار نشکتم

سر رشتۀ جور و ناز بگسستی

من نیز امید از تو بگسستم

هستت دگری بجای من، آری

شک نیست که من بجای آن هستم

لختی بدویدم از قفای تو

چون مانده شدم ز پای بنشستم

گر با سر مهر تو شوم دیگر

شاید که نهی نگار بر دستم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام