گنجور

شمارهٔ ۱۰۷

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

تا دل اندر مهر دلبر بسته ام

در بروی خوشدلی در بسته ام

خوشدلم در عشق آن شیرین پسر

زانکه دل در تنگ شکر بسته ام

گر چه هستم چون کمر در بند او

طرفها بنگر کزو بر بسته ام

تا شدستم فتنه بر گلگون رخش

عافیت را رخت بر خر بسته ام

با دو چشمش کرد عبهر همسری

خواب از آن بر چشم عبهر بسته ام

تا بچشم او مگر باشم عزیز

نقش روی خویش از زر بسته ام

چون صراحی هر دمش خدمت کنم

زان کمر پیشش چو ساغر بسته ام

با لعب لعلش بسی کوشیده ام

تا بجانی بوسه یی سر بسته ام

گفتمش آن قامت و رخسار چیست؟

گفت: مه را بر صنوبر بسته ام

گر ز عشقش جان برم خونم بریز

وین گرو صد بار دیگر بسته ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام