گنجور

شمارهٔ ۱۰۶

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آوردم

دود از نهاد گنبد اعظم بر آوردم

گفتم بنالم از غم عشق تو پیش وصل

هجرت رها نکرد که خوددم برآورم

اشک سناره بر رخ گردون روان شود

وقت سحر که آه دمادم برآورم

از درد دل کند جگر روزگار خون

فریادها که نیم شب از غم برآورم

گر یک نفس زند دهنم جز بیاد تو

حالی برآرمش درومحکم برآورم

ور جز سوی تو مردم چشمم نظر کند

رویش سیاه کرده بعالم برآورم

گر چه امید وصل تو دورست از خرد

من سربکوی بی خردی هم برآورم

با بیخ درد در دل غمگین فرو برم

یا شاخ کام از آن رخ خرّم برآورم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

وحید نوشته:

گنجور جان سلام
ردیف های بیت مطلع “برآورم” است
لطفا تصحیحش کن
سپاس

👆☹

حمیدفر نوشته:

صورت اصلاح‌شدهٔ غزل تقدیم می‌شود:

گر من ز سوزِ عشقِ تو یک دم برآورم
دود از نهادِ گنبدِ اعظم برآورم

گفتم بنالم از غم عشق تو پیشِ وصل
هجرت رها نکرد که خود دم برآورم

اشک ستاره بر رخِ گردون روان شود
وقت سحر که آهِ دمادم برآورم

از درد دل کند جگرِ روزگار خون
فریادها که نیم‌شب از غم برآورم

گر یک نفس زند دهنم جز به یاد تو
حالی برآرمش در و محکم برآورم

ور جز سوی تو مردم چشمم نظر کند
رویش سیاه کرده به عالم برآورم

گرچه امید وصل تو دورست از خرد
من سر به کوی بی‌خردی هم برآورم

یا بیخِ درد در دلِ غمگین فرو برم
یا شاخِ کام از آن رخِ خرّم برآورم

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.