گنجور

شمارهٔ ۱۰۴

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

مکن بر من ستم جانا از ین بیش

بکارت می نیاید به بیندیش

لبت خون می چکاند از دل من

نمک خون آورد پیوسته از ریش

مرا دل خود ز جور چرخ ریشست

تو بیهوده نمک بر ریش مپریش

بخون زندگانی تشنه ام زانک

که سیر آمد دلم از هستی خویش

ازین پس دست ما و دامن صبر

ببینم تا چه خواهد آمدن پیش

همی یکسان نماند کار گیتی

گهی نوشست کار او و گه نیش

بصبر احوال دیگر گون شود هم

کسی باید که دارد صبر ازین بیش

ز تو روزی بکام دل رسم لیک

بخون دل بر آید کار درویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام