گاه آنست دلم را که بسامان گردد
کار دریابد و از کرده پشیمان گردد
عشقبازی و هوس نوبت خودداشت، کنون
وقت آنست که دل با سر ایمان گردد
دل که برگرد رخ خوبان گردد ناچار
که به هر بادی چون زلف پریشان گردد
هر سیهدل که شد از جام هوا مست غرور
فتنهانگیزتر از غمزهٔ جانان گردد
چون خط خوبان هر روز سیهرویترست
هرکه پیرامن روی و لب ایشان گردد
ای تن از حجرهٔ دل رخت هوس بیرون نه
تا دلت منظرهٔ رحمت یزدان گردد
مهبط نور الهی نشود خانهٔ دیو
بنگه لوری کی منزل سلطان گرد؟
عقل رابنده شهوت مکن ایرانه رواست
که ملک هیمه کِش مطبخ شیطان گردد
خویشتن راهمه درعشق گداز ازسرسوز
تاببینی که چو شمعت همه تن جان گردد
بت شکن همچو براهیم شوار می خواهی
که ترا آتش سوزنده گلستان گردد
چون سلیمان همه برپشت صبا بندی زین
گرترا دیوِ هوای تو بفرمان گردد
اهل ونااهل رهاکن چوره قدس روی
تارفیق دل تو موسی عمران گردد
مال دنیا که بروتکیه زدستی چوعصا
اگرازدست بیندازی،ثعبان گردد
مردگان رابنفس زنده کنی همچومسیح
گر بمعنی نفست هم دم قرآن گردد
آدمی برحسب همت خویش افزاید
هرچه اندیشد در آن بندد،چندان گردد
گردرین دنیی دون پست شود،دون همت
ور برافلاک نهد، خواجۀ کیوان گردد
کی بآبشخورحکمت دل تو راه برد
کزگدایی همه خود در دل تونان گردد؟
گرسرازجیب صفا برکنی ازصدق چوصبح
جرم خورشیدتراگوی گریبان گردد
کام دل می طلبی؟بندۀ ناکامی باش
تاهمان دردترامایۀ درمان گردد
نوری ازصبح ازل دردل توپنهانست
اندرآن نوردلت کوش که تابان گردد
وگرآن نور تو از بادهوس کشته شود
دل توتیره تر ازدیدۀ عمیان گردد
روشن ازهستی خود سوی فناجوی چوشمع
تاهم آب دهنت چشمۀ حیوان گردد
دل برین گنبد گردنده منه کین دولاب
آسیائیست که برخون عزیزان گردد
آزتست این که همه چیزچنین نایاب است
آزکم کن توکه نرخ همه ارزان گردد
مثل دنیاآبست وتو بنیان خدای
آب در بنیان بندی تونه ویران گردد؟
کاردنیا که تودشخوار گرفتی برخود
گرتوبرخویشتن آسان کنی،آسان گردد
هرزمان ازپی خاییدن عرض دگری
راست چون اره زبانت همه دندان گردد
بس که فریادکنی ازشکم وحلق تهی
هرزمان صورت تونای بانبان گردد
ازپی مستغلِ دانگی هرمه خواهی
که ترا عمرکم و سیم فراوان گردد
آدمی ازره صورت متساوی صفتست
متفاوت همی ازطاعت وعصیان گردد
پاره یی سیم شودحلقۀ فرج استر
پارۀ دیگر از آن مهرسلیمان گردد
خودگرفتم که پس از رنج وتکاپوی دراز
کارازان سان که دلت خواست بسامان گردد
بِچِه یی ایمن ازین عالم ناپا برجای
که به یک دم زدنش کار دگر سان گردد؟
صبح پیری زهمه سوی سرت تیغ بزد
انجم اشک تو وقتست که غلطان گردد
قطره یی آب که ازمردم چشمت بچکد
قرة العین تودرروضه ی رضوان گردد
دانۀ اشک برافشان که ترادرفردوس
آن بود لؤلؤ منثورکه وِلدان گردد
گر تو درکارگه صنع بنظاره شوی
ازعجایب دهن فکرتوخندان گردد
گوهرهستی درحقۀ امرست بمهر
که یکی ذره نه افزون ونه نقّصان گردد
زان که بنیاد فلک دایره کردار افتاد
پای هرچیز بانجام سرآن گردد
آن نبینی که نباتی که بریزاند تخم
تخم او باز نباتی هم ازآن سان گردد؟
بازچون دور قیامت رسد،این دایره را
نقطۀ امر الهی خط بطلان گردد
قطرۀ آب که گرددبه عنایت مخصوص
مایه اندوزد ازاحسانش وانسان گردد
آب را سست کند بند،شود هم تک باد
باد را سخت بیفشارد و باران گردد
تخته بندی نهد از هیزم برپای اثیر
تاکش آتش کده،مطمورۀ زندان گردد
گه شبستان عروسی شود آبی تیره
گه تهی گاه یَراعی شکرستان گردد
قطرۀ نطفه که ازصُلب سحابی بچکد
بکف تربیتش لؤلؤ و مرجان گردد
پارۀ خون که در افتد زسر بینی کوه
ازشعاع کرمش لعل بدخشان گردد
شعلۀ برق که دردامن خاری افتد
ازنسیم لُطفَش لالۀ نعمان گردد
پارۀ موم بشب نایب خورشیدبود
ذرۀ گَردِ سیه زیور اَجفان گردد
تیرِ بارانی کزقوس قزح یافت گشاد
دردل جعبۀ گلبن همه پیکان گردد
ازپی آنکه شود سوزن خاری سرتیز
سطح آب ازنفس بادچوسوهان گردد
آبهایی که بِدِی ماه زتأثیر هوا
درشَمَرسخت ترازصفحۀ سندان گردد
جان داود شود درتن باد نوروز
که زره کردن ازآن آهنش آسان گردد
ماه درعرصۀ میدان جهانداری او
گاه چون گوی شود،گاه چوچوگان گردد
دست لطفش چوسراپردۀ تلفیق زند
دیدۀ موری خلوتگه ارکان گردد
تندبادِ سَخَطش چون دم تفریق زند
کوه دردست هواسبحۀ گردان گردد
دایۀ عصمتش آنراکه درآرد بکنار
تیغ هندویش برحلق نگهبان گردد
شحنۀ هیبتش آنراکه سیاست فرمود
رشتۀ گردن جانش رگ شریان گردد
کام افعی بلبش شربت تریاک دهد
هرکه راطاعت اوسابق احساس گردد
تارهای مژه مسماردردیده شود
هرکه رامعصیتش قاید خذلان گردد
خردم گفت که بیتی دوسه توحیدبگوی
تا ترا تاج سرو مطلع دیوان گردد
من که چون خوض کنم درسخن مخلوقی
خاطرم تیره و دل خیره وحیران گردد
زهره دارم که بدین فکرت سودا انگیز
نطق من گرد سرا پردۀ سبحان گردد؟
مصطفی گفت که لااحصی وآنگه چومنی
ازسرجهل ستایشگررحمان گردد
قوۀ ناطقه بیهوش بیفتد چو کلیم
پرتونورتجلیش چوتابان گردد
برجناب عظمت خاطرآلودۀ من
به چه پیرایه وسرمایه ثناخوان گردد؟
این دلیری نه بس الحق که زغفلت گه گاه
نام اومونس جان من نادان گردد؟
درقیامت نرسدشعربفریادکسی
ورسراسرسخنش حکمت یونان گردد
فیصَلِ کارکسی داردکوازسر صدق
تابع امرخداوندجهانبان گردد
جان ازاین منزل غولان بسلامت نبرد
جزکسی کزسرتحقیق مسلمان گردد
جاودان رستم اگرنام رسول واصحاب
برسرنامۀ گفتارم عنوان گردد
بر زبانم همه آن ران توخدایاکه بحشر
رستگاریِ مراپردۀ غفران گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به موضوعاتی چون عشق، هوس، عقل، و حقیقت میپردازد. او از دل میگوید که باید از هوسها رها شود و به سوی ایمان و رحمت خداوند گام بردارد. دل انسانها را با آنچه در اطراف میبینند و میچشند میسنجند و بر میگردد به سرشت و خواستههای درونی. شاعر تأکید میکند که تنها از طریق روحانی و معنوی میتوان به حقیقت و نور الهی دست یافت، و رهایی از دنیا و تعلقات آن ضروری است.
او به جایگاه انسان در دنیا اشاره میکند و یادآور میشود که هر کس بر اساس همت و تلاش خود به چیزی دست مییابد. زندگی گذرا و دنیا فانی است و بنابراین، انسان باید خود را از بندگی هوسها آزاد کند تا به حقیقت و کمال نائل آید.
در نهایت، شاعر از مقام و منزلت واقعی انسان میگوید که باید با حلم و معرفت به خداوند نزدیک شود و به یاد خداوند باشد تا رستگار شود. در همه اینها، تأکید بر تقوا، حقیقت و ارتباط با خداوند وجود دارد.
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که دلم میخواهد همه چیز به خوبی پیش برود و از کارهایی که انجام دادهام، پشیمان شوم.
هوش مصنوعی: عشقی که به دنبال لذت و هوس بود، فرصت خود را داشت. اکنون زمان آن رسیده که دل، با اعتقاد و ایمان سر و سامان بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی دل به زیباییهای خوبان تعلق میگیرد، ناگزیر با هر جریانی همچون زلف پریشان به این سو و آن سو میرود.
هوش مصنوعی: هر کسی که از عشق و شوق به دنیای بیپایان مست شود، میتواند از احساسات و جذابیتهایش بهقدری غرق شود که حتی جذبه و فریبندگی معشوقش نیز بهنظرش کمرنگ و بیاهمیت بیاید.
هوش مصنوعی: هر روز زیبایی و خط و خال خوبان بیشتر میشود و هر کسی که به دور و بر آنها بچرخد، سیاهچهرهتر و زشتتر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ای بدن، از فضای دل خود آرزوی دنیا را کنار بگذار تا قلبت به تماشای رحمت خداوندی درآید.
هوش مصنوعی: نور الهی هرگز به خانهٔ دیو نمیرسد، پس چگونه میتواند خانهٔ او محل زندگی سلطان باشد؟
هوش مصنوعی: عقل را تحتتاثیر شهوت قرار نده، زیرا این کار باعث میشود که انسان به ابزاری در دستان شیطان تبدیل شود و از راه درست منحرف گردد.
هوش مصنوعی: تمام وجودم در عشق میسوزد، بهطوری که اگر دقت کنی، مانند شمعی هستم که همهی وجودم به جان تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همانند ابراهیم بتشکن باشی، پس باید قدرت تحمل آتش سختیها و چالشها را بکشی، تا شاید در پایان، این آتش به نشانهای از زیبایی و شکوفایی برای تو تبدیل گردد.
هوش مصنوعی: اگر مانند سلیمان قدرت داشته باشم و تمامی بادها را تحت فرمان خود درآورم، به راحتی میتوانم دیو احساسات و آرزوهای تو را نیز مهار کنم.
هوش مصنوعی: آدمهای خوب و بد را رها کن؛ زیرا در چهرهی قدس و پاکی، دل تو میتواند همچون موسی فرزند عمران، نجات پیدا کند.
هوش مصنوعی: مال و داراییهای دنیوی که به آن تکیه کردهای، اگر آن را از دست بدهی، مانند این است که عصا را از دست بیندازی؛ در این صورت، مشکلات و سختیها به سراغت خواهند آمد.
هوش مصنوعی: اگر تو بتوانی مردگان را با نفس خود زنده کنی، مانند حضرت مسیح، این امر ممکن است که نفست به معنای واقعی با قرآن پیوند داشته باشد و درک عمیقتری از آن پیدا کنی.
هوش مصنوعی: انسان بر اساس اراده و تلاش خود، چیزی را که در ذهن میپروراند، به دست میآورد و هرچه بیشتر بر روی آن تمرکز کند، به همان اندازه به موفقیت میرسد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، هر که به هدفهای پایینتر و حقیری دست یابد، در عوض، کسانی که به آرزوهای بزرگ و آرمانهای والا میرسند، به مقامهای بزرگرتری دست پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: کیست که از منبع حکمت، دل تو را سیراب کند، در حالی که از گدایی، همه وجود تو در دل تو غنی میشود؟
هوش مصنوعی: اگر از جیب دل پاک خود صفایی بیرون بکشی، به مانند صبح که جرم خورشید را میزداید، چهرهات درخشان خواهد شد و دیگران به زیباییات توجه خواهند کرد.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش و رضایت هستی، باید با ناکامیها و مشکلات زندگی کنار بیایی تا آن دردها بتوانند به بهبودی و درمان منتهی شوند.
هوش مصنوعی: در دل تو نوری از ابتدا وجود دارد؛ در آن نور، دل تو تلاش کن که روشن و درخشان شود.
هوش مصنوعی: اگر آن نور تو که به شُکوه بادهخانه میدرخشد، محو شود، دل تو به اندازهای تیره خواهد شد که از تاریکی نابینایان نیز تاریکتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از وجود خود به سوی نابودی بروی، مانند شمعی خواهی بود که میسوزد؛ در این صورت، حتی آب دهان تو نیز میتواند سرچشمهای برای زندگی موجودات دیگر شود.
هوش مصنوعی: دل خود را به این جهان فانی نچسبان، چون این دنیا مانند دفتری است که بر خون افراد بیگناه چرخیده و آثارشان را محو میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آزمایش واقعی تو این است که چگونه میتوانی چیزی را که به سختی یافت میشود، کمتر کنی و از آن بهرهبرداری نمایی تا قیمت و ارزش آن برای دیگران کاهش یابد. به نوعی، اشاره دارد به اینکه هر چه چیزی کمتر باشد، ارزش بیشتری پیدا میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم این است که مانند دنیا، تو نیز در حالتی هستی که ممکن است هر لحظه در معرض نابودی قرار بگیری. اگر بنیان وجود تو بر اساس خداوند و حقیقت نباشد، ممکن است تمام بنیاد و ساختار وجودی تو در هم شکسته و ویران شود. به عبارتی دیگر، اگر پایه و اساس زندگی تو بر مبنای اصول صحیح و الهی نباشد، سرنوشتی نامطلوب در انتظار تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر به خودت سختی ندهی و راحت با خودت رفتار کنی، زندگی برایت آسانتر خواهد شد.
هوش مصنوعی: همیشه وقتی که به دنبال بیان حرفی جدید هستی، باید دقت کنی که زبانی تند و برنده نداشته باشی، زیرا ممکن است کلامت اثر منفی بگذارد و به زخمهایی منتهی شود.
هوش مصنوعی: هرچه بیشتر از گرسنگی و کمبود فریاد بزنی، چهرهات خستهتر و نزارتر به نظر میآید.
هوش مصنوعی: اگر در پی گرفتن فرصتی برای بهرهوری و استفاده بهتر از زندگی خود هستی، مطمئن باش که این کار میتواند باعث افزایش طول عمر و ثروت تو شود.
هوش مصنوعی: انسانها از نظر ظاهری برابر و مشابه هستند، اما ویژگیها و صفات آنها به خاطر اعمال خوب یا بدشان متفاوت میشود.
هوش مصنوعی: قسمتی از سیم به حلقةای تبدیل میشود که نشاندهندهی نعمت و خوشبختی است، و قسمتی دیگر از آن به نماد محبت سلیمان تبدیل میگردد.
هوش مصنوعی: با تلاش و زحمت بسیار، تصمیم گرفتم که با اراده خودم، کارهایی را که آرزویش را داشتم، به سامان برسانم.
هوش مصنوعی: کدام کودک میتواند از این دنیا در امان باشد، در حالی که با یک چشم برهم زدن همه چیز ممکن است تغییر کند؟
هوش مصنوعی: صبح پیری با اشکهای تو به سراغت میآید و وقت آن است که دیگر نتوانی خود را جمع و جور کنی.
هوش مصنوعی: اگر از چشمانت قطرهای آب بریزد، آنچنان قشنگ و دلنواز خواهی شد که در باغ بهشت مانند جواهر میدرخشی.
هوش مصنوعی: اشکهایت را بریز، زیرا در بهشت، این اشکها مانند مروارید پراکنده خواهند شد و در آینده به فرزندانی شگفتآور تبدیل خواهند شد.
هوش مصنوعی: اگر در کارگاه آفرینش بنگری، از شگفتیهای آن چنان شگفتزده میشوی که ذهن تو لبخند میزند.
هوش مصنوعی: ماهیت وجود در دست تقدیر الهی است و هیچ ذرهای نه کم میشود و نه زیاد، بلکه به طور کامل و بینقص باقی میماند.
هوش مصنوعی: از آنجا که اساس گردش زمان به صورت دایرهای است، پای هر چیزی در نهایت به پایان خود میرسد.
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که وقتی دانهای از گیاه میافتد، دوباره گیاهی به همان شکل و شمایل از آن دانه رشد میکند؟
هوش مصنوعی: وقتی که روز قیامت نزدیک شود، این دایره که نشاندهنده زمان و جهان است، با فرمان الهی از بین خواهد رفت.
هوش مصنوعی: وقتی یک قطره آب تحت توجه خاص قرار میگیرد، از لطف و نعمت آن بهرهمند میشود و به حالت انسان تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: وقتی آب ضعیف میشود، بند آن شل میشود و در نتیجه باد به شدت فشار میآورد و به طرز خاصی باران میبارد.
هوش مصنوعی: چوبهایی از چوبهای هیزم برای برپا کردن آتش در آتشکده آورده میشود، و این باعث میشود که در نهایت شرایط بهگونهای شود که مانند یک زندان محفوظ و محصور شود.
هوش مصنوعی: گاه به هنگام عروسی، آسمان به رنگ آبی تیره درمیآید و گاهی نیز زمانی که فضای خالی و ساکتی حاکم است، جایگاه پر از شکر و شیرینی میشود.
هوش مصنوعی: هر ذرهای که از صلب ستارهها به زمین بیفتد، اگر در دستان تربیت صحیح قرار گیرد، به گوهری باارزش و زیبا تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: وقتی ذرهای خونی از انسان بریزد، از نور و جلوهای که دارد، میتواند به زیبایی و ارزش لعلهای بدخشان تبدیل شود.
هوش مصنوعی: اگر شعلهای از آتش بر روی خار بیفتد، با نسیم نیکی، میتواند به لالهای زیبا تبدیل شود.
هوش مصنوعی: تکهای از موم در شب، نمایانگر خورشید است و ذرهای از گرد سیاه، زینتی برای پلکها میشود.
هوش مصنوعی: تیر بارانی که از رنگینکمان به دست آمده، در دل جعبه گل، همه به پیکان تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: به دنبال این هستم که وقتی سوزن تیز به سطح آب نزدیک میشود، مانند اینکه باد به آن جان میدهد، حرکتی به وجود بیاید.
هوش مصنوعی: آبهایی که تحت تأثیر هوا قرار میگیرند و به صورت سفت و سخت درمیآیند، به مانند سطحی صاف و محکم میشوند.
هوش مصنوعی: بهار فرا میرسد و جان داود به طور ناگهانی در تنش با نشاط و پرانرژی میشود، به گونهای که گویی آسانتر میتواند زره سنگینش را از تن درآورد.
هوش مصنوعی: ماه در فضای بزرگ جهان گاهی مانند یک گوی درخشان میدرخشد و گاهی مانند یک نوازندهی چوبی حرکت میکند.
هوش مصنوعی: دست مهربانیاش مانند پردهای است که در آن، چشم مورچهای به تنهایی به گوشهای خاص توجه میکند و محیط او را تغییر میدهد.
هوش مصنوعی: خشم او همچون طوفانی است که کوهها را از جا میکند و در آسمان به گرداب میچرخاند.
هوش مصنوعی: دايهی عصمت او کسی را که با تیغ هندیاش کنار میآید، به نگهبانی خود میگمارد.
هوش مصنوعی: شخصیت و قدرت او به حدی است که اگر کسی تحت فرمانش قرار بگیرد، به گونهای بر او تأثیر میگذارد که جانش را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و او را به حرکت در میآورد.
هوش مصنوعی: هر که به فرمان افعی گوش دهد و از او پیروی کند، در نهایت به زهر او دچار میشود و شراب تلخی را که شبیه تریاک است، مینوشد. اگر کسی به طاعت و بندگی او بپردازد، عواقب تلخی را تجربه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از اطاعت خدا دور شود و به معصیت روی آورد، چون با تارهای مژهاش دردی را تحمل میکند، در واقع خود را در معرض سقوط و بیپناهی قرار داده است.
هوش مصنوعی: خرد به من گفت که چند بیتی در وصف خداوند بگو تا به این ترتیب، مقام و منزلت تو همچون تاجی بر سر درخت سرو، بلند و ارجمند شود.
هوش مصنوعی: وقتی که در گفتگو با دیگران مشغول میشوم، ذهنم آشفته و دلم پر از پریشانی میشود.
هوش مصنوعی: من در دل امید دارم که با این فکر و اندیشه، سخنانم چنان جذاب و جالب شود که مثل پردهای از لطف و زیبایی به جلوه درآید.
هوش مصنوعی: مصطفی فرمودند که من به حقیقت نمیتوانم وصف و ستایش خدا را بهطور کامل بیان کنم. پس از آن، وقتی که من از روی نادانی به ستایش خداوند میپردازم، این کار نشاندهندهی علم و درک واقعی من نیست.
هوش مصنوعی: وقتی قدرت گفتاری انسان در حالت بیهوشی و خواب رفته باشد، نور تو مانند نوری که از چهره کلیم (موسی) میتابد، درخشانی خاصی پیدا میکند.
هوش مصنوعی: به چه زینت و ثنایی میتوانم به یاد بزرگی و عظمت دل پر از احساس و یاد تو بپردازم؟
هوش مصنوعی: این شجاعت نه فقط به خاطر حق است، بلکه به خاطر بیخبری و نادانی من است که گاهی نام او را بر زبان میآورم.
هوش مصنوعی: در قیامت، هیچ شعری نمیتواند به کمک کسی بیاید و تمام سخنان او به صورت حکمتهای یونانی درمیآید.
هوش مصنوعی: هرکس با نیت صادقانه و از روی تسلیم به فرمان خداوند عمل کند، در کارش موفق خواهد شد.
هوش مصنوعی: فقط کسی میتواند از این دنیای پر مخاطره نجات یابد که به حقیقت ایمان بیاورد و مسلمان شود.
هوش مصنوعی: اگر نام رستم و پیامبر و یاران او بر سر نوشتههایم بیفتد، همیشه زنده و جاودانه خواهند بود.
هوش مصنوعی: هر آنچه که بر زبانم جاری میشود، فقط به خاطر تو است، ای خدا! که در روز رستاخیز، باعث نجات من خواهی شد و پوشش غفران تو بر من سایه افکنده خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بامدادان پگاه آمد بر بسته کمر
غالیه بر سر و رو کرد و برون رفت بدر
خواجه در غم من ار گفت که چون بیخردان
دین به دل کردهای اندر ره دنیا لابد
دیو در گوش هوا و هوسش میگوید
از پی کبر و کنی چون متنبی سد جد
من چه دانستم کز تربیت روحالقدس
[...]
هر که او بندهٔ این حضرت والا بود
همچو من صاب صد نعمت و آلا گردد
آن کل شوم نیک تیر دل از من بربود
عشق بر عشق چو آروغ برافروز فروز
یاسمن گون رخ . . . ون را بزهارم بنمود
شب ز سودای ویم دیده حمدان نغنود
جز خداوند مفرمای که خوانند مرا
سزد این نام کسی را که غلام تو بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.