هر آه حسرتی که به تنها کشیده ام
در بر بیاد آن قد رعنا کشیده ام
از رعشه خمار چو کف سبحه گیر نیست
بیهوده دست خویش ز صهبا کشیده ام
ارباب عقل محرم اهل جنون نیند
از موی سر نقاب بسیما کشیده ام
همچون نهال دست نشان بهر تربیت
بردم بدیده خار که از پا کشیده ام
در جستجوی وصل تو چون مار سر زده
سر را بجا گذاشته و پا کشیده ام
بیش از دو دست شخص بخواهش دراز نیست
من این دو دست را ز دو دنیا کشیده ام
از بهر ارمغانی اطفال چون کلیم
دایم بشهر سنگ ز صحرا کشیده ام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حسرت و آرزوی وصالی میپردازد که در تنهایی حس کرده است. او از درد فراق معشوق سخن میگوید و ناتوانی عقل در درک عشق و جنون را به تصویر میکشد. با اشاره به تلاشهای خود برای جلب توجه معشوق، او از مشقتهایی که برای رسیدن به او متحمل شده، سخن میگوید. همچنین، او به عزم و اراده خود در پیگیری خواست و احساساتش اشاره کرده و نشان میدهد که این جستجو تا چه اندازه او را تحت فشار قرار داده است. در نهایت، شاعر به شباهتی بین خود و کلیم اشاره میکند و میگوید که همواره در جستجوی عشق، کارهای چالشبرانگیزی انجام میدهد.
هوش مصنوعی: هر بار که از روی حسرت نالهای کردهام، یاد تو را در دلم زنده کردهام.
هوش مصنوعی: در حالتی که مستی مرا در بر گرفته و بدنم لرزان است، بیهوده دستم را از شراب کنار نکشیدهام، مانند این که دانههای تسبیح را در دست گرفته باشم.
هوش مصنوعی: من با عقل و اندیشهام وارد دنیای دیوانگان شدهام و برای پنهان کردن چهرهام، از مویم پوشش ساختهام.
هوش مصنوعی: من مانند نهالی که برای پرورش خود به سختی و زحمت گماشته شدهام، به دقت و مراقبت توجه کردهام، حتی به درد و رنجهایی که از خاری که از پاهای دیگران کشیدهام.
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به تو، همچون ماری که سرش را از جا میکند و پاها را عقب میکشد، من نیز از خود اثری بجا گذاشته و عقبنشینی کردهام.
هوش مصنوعی: من بیشتر از آنچه که دارم نمیتوانم از دنیا درخواست کنم، زیرا این دو دستی که دارم، از دو دنیا برای من به ارمغان آمدهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر هدیهای که به کودکان میزنم، مانند کلیم (موسی) همیشه به شهر سنگ (بیت المقدس) از صحرا آمدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر بر فلک ز همت والا کشیده ام
تسبیح را ز دست ثریا کشیده ام
هرگز نشد که بر سر حرف آورم ترا
من کز دهان غنچه سخن وا کشیده ام
گرکوه بیستون طرف بحث من شده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.