لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
ظلم می داری روا ظالم چرا بر خویشتن
رخنه ها ترسم فتد بر سقف خلوتخانه ات
بسکه از بوی تو می بالد هوا بر خویشتن
آنچه بر گرد رخش بینی نه عقد گوهر است
بسته از بالای رخسارش صفا بر خویشتن
دولت دنیا نمی داری روا بر دشمنت
حیرتی دارم که چون داری روا بر خویشتن
مطلبم جویا به یک گفتن مکرر می شود
بسکه می لرزد ز بیمش مدعا بر خویشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوع ظلم و ستم میپردازد و از احساس ترس و ناامنی در برابر ظلمهای موجود سخن میگوید. او از ظالم میپرسد که چرا بر خود ظلم میکند و در عین حال، به زیبایی و جذبه عشق اشاره میکند که مانند گوهری در اطراف محبوب میدرخشد. شاعر همچنین به تضاد میان دنیا و احساسات اشاره میکند و از تعجب خود نسبت به ظلمی که انسان بر خود روا میدارد، میگوید. در نهایت، او خواستههایش را با واژهای تکراری توصیف میکند و از نگرانی و بیقراری ناشی از آن صحبت میکند.
هوش مصنوعی: دل مردم از رفتار تو میلرزد، چرا به خودت ظلم روا میداری ای ظالم؟
هوش مصنوعی: من نگرانم که بوی تو که فضای خلوتخانهات را پر کرده، سقف آن را تضعیف کند و خرابش کند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در اطراف چهرهاش میبیند، مشخص نیست که از زیبایی و جواهرات است؛ بلکه این زیبایی و روشنی که از چهرهاش ساطع میشود، از خود اوست.
هوش مصنوعی: شما ثروت و قدرتی در دنیا ندارید، اما من تعجب میکنم که چگونه میتوانید بر دشمن خود نسبت به خودتان بیتوجه باشید.
هوش مصنوعی: موضوعی را که میخواهم بیان کنم، با یک بار صحبت کردن به دست نمیآید، زیرا آنچنان از ترس بر حقیقت خود میلرزد که نمیتواند به روشنی بیان شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.