گل دیدار ترا چون پی چیدن رفتم
شبنم آسا همه تن دیده به دیدن رفتم
همچو آن شمع که در رهگذر باد بود
بسکه بگریستم از غم به چکیدن رفتم
استخوان را طپش نبض بود در بدنم
موجم، از خود به پر و بال طپیدن رفتم
گل الفت خورد از چشمهٔ یکرنگی آب
تا شوم رام تو وحشی به رمیدن رفتم
لطف کن جام روان بخش! وگرنه چو حباب
اینک از خویش به خمیازه کشیدن رفتم
حیرتم بر سر شور است، حریفان عشقی!
خامشی نغمه سرا شد به شنیدن رفتم
قامتم نیست دو تا گشته ز پیری جویا
بسکه پر بار گناهم به خمیدن رفتم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف درد و اشتیاق ناشی از عشق میپردازد. او به شوق دیدار معشوق به مانند گل و شمعی میروید که در میان آتش اشکهای خود میسوزد. احساس نوعی ضعف و پیری به سراغش آمده و او را به خمیدگی میکشاند. در عین حال، او به دنبال سرچشمه عشق و وفاداری است و در دل خویش آرزو دارد که عاطفهاش را با جام محبتی از معشوق تسکین دهد. نهایتاً، او در حیرت و سکوت از شور عشق به سر میبرد و به یاد گناهانش حسرت میخورد.
هوش مصنوعی: وقتی به دیدار تو آمدم، مانند گلهایی که با دقت چیده میشوند، تمام وجودم را آماده کردم و آغشته به شگفتی و لطافت، به تماشای تو نشستم.
هوش مصنوعی: مثل آن شمعی که در باد میلرزد و خاموش میشود، من نیز از شدت غم و اندوه، اشکهایم بیوقفه ریخته شد.
هوش مصنوعی: در بدن من، استخوانهایم به تپشهای نبض شبیه هستند و مانند موجی در حال حرکتند؛ از خودم فاصله گرفتم و به پرواز و تحرک مشغول شدم.
هوش مصنوعی: گل عشق از چشمهی صداقت و پاکی آب تأثیر گرفت، تا جایی که برای به دست آوردن تو که مانند یک موجود وحشی هستی، به شدت در تلاش بودم و به دنبال راهی برای تسلیم تو شدم.
هوش مصنوعی: لطفاً جامی که شادی و زندگی را به من میدهد بده، وگرنه مثل حبابی که در حال تبخیر است، از خودم جدا میشوم و به خواب میروم.
هوش مصنوعی: من از شدت شگفتی و هیجان به وجد آمدهام، ای دوستان عاشق! دیگر صدای سرودها خاموش شده است و برای شنیدن آنها به راه افتادهام.
هوش مصنوعی: من دیگر جایی برای ایستادن ندارم و به خاطر پیری، در جستجوی چیزی هستم. گناهانم به حدی زیاد شده که خسته و فرسوده شدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا به در یوزهٔ راحت طلبیدن رفتم
مژه گشتم سر مویی به خمیدن رفتم
صبح از بی نفسی قابل اظهار نبود
زین گلستان به غبار ندمیدن رفتم
تا به مقصد بلدم گشت زمینگیری عجز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.