تا ز جام عشق دل مستان شد و دیوانه هم
چون گهر مستغنی است از فکر آب و دانه هم
شیشه های طاق این غمخانه دلهای پر است
شکوه ها زین دور دارد با لب پیمانه هم
صدمه های دل تپیدن نه همین رنگم شکست
رخنه ها افکند در دیوارهای خانه هم
کرم شب تابیست چون گردد به گرد عارضش
شمع بزم یار گاهی، می شود پروانه هم
گریهٔ مستی نه تنها غم زدای سینه است
صیقل دلهاست جویا قهقه مستانه هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حال و هوای عشق و دیوانگی میپردازد. او از شعف و مستی ناشی از عشق صحبت میکند که باعث بینیازی از چیزهای مادی میشود. دلها پر از غم و دردهای ناشی از عشق هستند و شکوهها و یادها به همراه جامی از عشق در یادها باقی ماندهاند. شاعر به دردهای دل و فرورفتگی در احساسات اشاره میکند و در نهایت به جنبههای شادی و شوق در زندگی عاشقانه میپردازد که میتواند دلها را جلا دهد و از غمها بکاهد.
هوش مصنوعی: عشق مانند جامی است که دل را مستانه کرده و انسان را دیوانه میکند. شبیه به جواهر، چنین فردی دیگر نیازی به فکر کردن دربارهٔ مسائل مادی و خوراک ندارد.
هوش مصنوعی: دلهای پر از غم، مثل شیشههای این خانه هستند و شکایتها و نالههای ما، با نوشیدنی در لیوان به این دور میرسد.
هوش مصنوعی: زخمهای ناشی از تپشهای دل، فراتر از رنگ و ظواهر است. آسیبهایی که در عمق وجود من ایجاد شده، در دیوارهای زندگیام نیز نفوذ کرده است.
هوش مصنوعی: کرم شب تاب، زمانی که به دور صورت محبوب بچرخد، همچون شمع در مهمانی او میشود و گاهی اوقات هم به پروانه تبدیل میگردد.
هوش مصنوعی: گریهٔ مستی تنها برای کاهش درد و اندوه نیست، بلکه مانند پالایشی برای دلها عمل میکند و همچنین دعوت به شادی و خندههای سرخوشانه مستانه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.