ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
که لبهایش بهم چسبیده از شیرینی جانم
به رنگ صبح شد پاشیده از بس در دل شبها
خیال حسن پرشورش نمک در چشم حیرانم
ز بس دارد طراوت نوبهار حسن رنگینش
نماید خاک را گل سایهٔ سرر خرامانم
ز بیدردانم از من شکوه ای گر کند جویا
همیشه با دل پرخون به رنگ غنچه خندانم
خون حسرت لاله آسا در ایاغت می کنم
ای جگر از آتش دل باز داغت می کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زخمهای پنهان و دردهای درونی خود سخن میگوید که ناشی از عشق و اشتیاقش است. او به زیبایی معشوقش اشاره میکند و میگوید که این زیبایی در دل شبها و در خاطر او تابان است. شاعری که با وجود درد دل، حس شادابی و طراوتی را از عشق تجربه میکند و همچنان با دل پرخونش به زندگی ادامه میدهد. او همچنین از حسرت و دلودی جگرسوز خود یاد میکند و از داغی که این عشق در دلش به وجود آورده، سخن میگوید. محیط عاشقانه و زیبا، در عین حال آکنده از غم و درد است.
هوش مصنوعی: زخم پنهان من را از درد بیدردان آشکار میسازد، زیرا لبهای او به خاطر شیرینی جانم به هم چسبیده است.
هوش مصنوعی: رنگ صبح به خاطر خیال زیبایی معشوق در دل شبها در چشمانم پاشیده شده و من در حیرت و شگفتی هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و طراوت بهار، رنگارنگی او باعث میشود که زمین به مانند گلی زیبا شود و من در سایهاش با ناز و آرامش حرکت میکنم.
هوش مصنوعی: اگر از بیدردان شکایت کنم، هرگز به دنبال من نخواهند بود. همیشه با دلی پر از غم و اندوه، لبخندی مانند غنچهای شاداب دارم.
هوش مصنوعی: غصه و اندوه خود را همچون خون لاله در دلم احساس میکنم و ای دل غمدیده، به یاد آتشسوزی که حسرت آن را در دل دارم، دوباره داغت را زنده میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.