دل از کف رفت بدگو را ز کلفت در وفور زنگ
خورد فولاد را سازد چو ناخن بند مور زنگ
فلک را هست در بالا دوی زینت زمهر و مه
بلی شاطر بلند آوازه می گردد ز شور زنگ
کدورت مرد را آخر زبون خویش می سازد
بپیچد گر بود سرپنجه از فولاد زور رنگ
شود از کینه دل در گرد کلفت عاقبت پنهان
سیه گردد چو بر آیینه زور آرد وفور زنگ
بصد شوخی دلم را برد جویا مصرع گویا
سلیمانی کند در عالم آیینه مور زنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی تأثیرات منفی بدگویی و کینهورزی بر زندگی انسانها میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلهایی مانند "زنگ زدن فولاد" و "آیینه"، به این موضوع اشاره میکند که کینه و بدگویی میتواند دل و روح انسان را آلوده و تیره کند. در نهایت، او به قدرت و زینت آفریننده اشاره دارد و بیان میکند که انسان باید از این کدورتها دوری کند تا به روشنی و زیبایی واقعی برسد.
هوش مصنوعی: دل از دست رفت و بدگویان در وفور حضور دارند. وقتی زنگ بر روی فولاد مینشیند، به مانند ناخن که روی بدن مور قرار میگیرد، خود را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: در آسمان، دو ستاره زینت بخش هستند و سوارکار خوش صدایی از صدای زنگ در حال اوجگیری میشود.
هوش مصنوعی: کدورت و ناخوشی درون انسان باعث میشود که او به زبان خود، احساسات و افکارش را بیان کند. اگرچنین حالتی ادامه پیدا کند، ممکن است که او احساس کند که قدرت و تواناییاش از دست میرود و در نتیجه نتواند به روشنی و درستی خود را ابراز کند.
هوش مصنوعی: دل که از کینه پر شود، در نهایت به تیرهروزی و معضلات دچار خواهد شد. مانند اینکه وقتی آینه را با کثیفی میپوشانند، شفافیت و روشنی آن گرفته میشود.
هوش مصنوعی: با شوخی و لطافتی دل مرا به خود مشغول کرده و به من یادآوری میکند که مانند آینهای در دنیا، حقایق را نشان میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.