گیرم غم تو و دل خونین دهم عوض
تنها نه دل دهم که دل و دین هم عوض
فرهاد اگر ببزم تو گوید ز دلبرش
دشنام تلخ چند بشیرین دهم عوض
گیرم شمیم زلف تو یار از چمن
صد جان هزار دل بریاحین دهم عوض
نگرفت جان اگر عوض بوسه لعل او
منت بجان نهاده دل و دین دهم عوض
بنوازدم ببوی اگر زلف پرخمش
جویا هزار نافه به هر چین دهم عوض
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و غم ناشی از عشق سخن میگوید و به شدت از فراق معشوق رنج میبرد. او میگوید اگر قرار باشد احساساتش را عوض کند، تنها دلش را نمیدهد، بلکه حتی دین و ایمانش را هم فدای معشوق میکند. او به داستان فرهاد اشاره میکند و میگوید اگر او در عشقش همواره دلیری کند، او نیز حاضر است به خاطر عشق، دشنامهای تلخ را شیرین کند. شاعر همچنین از زیباییهای معشوق و عطر زلف او سخن میگوید و میخواهد بهای جان و دلش را به او بدهد. در کل، این شعر نشاندهندهٔ عمق عشق و فداکاری عاشقانه است.
هوش مصنوعی: اگر من غم تو را بر دوش بکشم و دل خونینم را فدای تو کنم، فقط دل را فدای تو نمیکنم، بلکه هم دل و هم ایمانم را برایت میگذارم.
هوش مصنوعی: اگر فرهاد از دلبرش گله کند و دشنامهای تلخی بگوید، من به او وعده میدهم که به جای آن، شیرینیهایی را به او تقدیم کنم.
هوش مصنوعی: اگر بگوییم که بوی خوش زلف تو از باغ میآید، حاضر هستم هزار جان و دل را در ازای آن تقدیم کنم.
هوش مصنوعی: اگر جانم را به بوسهای از لبهای او ندهی، اشکالی ندارد، من جان و دل و آبرویم را برای او فدای میکنم.
هوش مصنوعی: اگر به بویی از زلف پرخمش دست یابم، هزار نافه در ازای هر چین از آن به او تقدیم میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.