گریم ز هجر آن گل رو چون سحاب وار
باشد شمیم گریهٔ تلخم گلاب وار
یکدم ذخیره ای است برای تمام عمر
گردآوری کنی چو نفس را حباب وار
با هر که معنیی بود از اهل روزگار
گیرد کنارهٔ نقط انتخاب وار
از هر که با تو گشته معاشر، حساب گیر!
نبود وجود دورنما را سراب وار
ترسم مباد آتش جویا شود خموش
از بس گریست با همه اعضا کباب وار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از حسرت و اندوه هجران محبوب سخن میگوید و گریه کردنش را به بارش سحاب تشبیه میکند. او معتقد است که هر لحظه غم و اندوه، بهعنوان یک گنجینه برای تمام عمرش ذخیره میشود. همچنین به دیگران هشدار میدهد که از معاشران خود حسابکشی کنند و زیانآوران را کنار بگذارند. در نهایت، نگرانی او از این است که آتش دلش خاموش شود، زیرا که غم و اندوه او به طرز شدیدی با اعضای وجودش در ارتباط است.
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر جدایی آن گل زیبا میگریم، اشکهایم مانند ابرها میبارند و بوی دلانگیز اشکهای تلخ من همچون بوی گل محمدی است.
هوش مصنوعی: مدتی را ذخیره کن که در طول زندگی به کار بیاید، مانند اینکه نفس را همچون حبابی جمعآوری کنی.
هوش مصنوعی: با هر کسی که درک و فهمی دارد از میان افراد زمانهات فاصله بگیر و انتخاب خود را انجام بده.
هوش مصنوعی: از هر کسی که با تو دوست شده، حساب و کتاب کن! چرا که وجود کسی که به دور از توست، مانند سرابی است و واقعی نیست.
هوش مصنوعی: ترس دارم که آتش عشق، بهخاطر سکوت و اندوهی که در دل دارم، از من دور نشود. من به حدی گریه کردهام که تمام وجودم دچار سوختگی شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.