روم از خویشتن دنبال دلدار
مگر یابم خبر از حال دلدار
رود ناچار عمر هر که بگذشت
نرفتن کی توان دنبال دلدار
به رنگ بوی در گل از لطافت
بود تن در قبای آل دلدار
ز چشمم گریه نقش مردمک شست
نشیند تا به جایش خال دلدار
چو داغش سکه بر اقلیم دل زد
بود تن ملک و جانم مال دلدار
فتادم با وجود ضعف جویا
به رنگ سایه در دنبال دلدار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در جستجوی دلدار خود است و احساس تنهایی و عشق را به تصویر میکشد. او تمایل دارد از خود فاصله بگیرد و به دنبال خبری از حال دلدارش برود، حتی اگر زمان عمرش به منتهی برسد. لطافت و زیبایی دلدار را با تصاویری از گل و سایههایش وصف میکند و میگوید که دلتنگی و اشکهایش به شدت بر او تأثیر گذاشته است. در نهایت، شاعر به ضعف خود اعتراف کرده و خود را به دنبال دلدار میسازد.
هوش مصنوعی: از خودم جدا میشوم تا به دنبال معشوق بروم، شاید از حال او خبری بگیرم.
هوش مصنوعی: رود که عمر هر کسی به پایان میرسد، مگر اینکه بیاختیار دل به سوی محبوبش برود.
هوش مصنوعی: در گلهای خوشبو رنگ و لطافت به گونهای است که جسم آدمی را در لباس محبت معشوق در بر میگیرد.
هوش مصنوعی: از چشمانم اشک ریخته میشود تا جایش نشان مهر معشوق را قرار دهم.
هوش مصنوعی: وقتی عشقش مانند سکهای بر سرزمین دل من میتابد، بدنم برای او و جانم متعلق به محبوب است.
هوش مصنوعی: با وجود ضعف و ناتوانی، به دنبال محبوبم هستم و همچون سایه او، در پی او میروم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.