دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
دلی هرگز کس آسان از سر جان بر نمی خیزد
کنم زنجیر خالی از در پرپیچ و تاب خود
چو من دیوانه ای در روزگاران بر نمی خیزد
چنان افتاده ایم از پا که فردای قیامت هم
غبار از تربت ما خاکساران بر نمی خیزد
دلی سالم نجست از صیدگاه ترک چشم او
بلی افتادهٔ آن تیر مژگان بر نمی خیزد
ز بس خاکش سریشم اختلاط افتاده با سرها
جبین از سجدهٔ درگاه جانان بر نمی خیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عمق وابستگی و عشق خود به می و معشوق اشاره میکند. دل او به راحتی از مهر این معشوق جدا نمیشود و نشان میدهد که برای کسی که عاشق است، جدا شدن از عشق به سادگی ممکن نیست. او از احساسات شدید خود و تأثیرهای آن بر زندگیاش سخن میگوید و به طور خاص به سختیهای روزگار و اثرات عشق روی دل اشاره میکند. همچنین، شاعر به حالتی اشاره میکند که حتی در روز قیامت نیز فراموشی برای او وجود نخواهد داشت و عشقش در دلش باقی خواهد ماند. به طور کلی، این شعر نشاندهنده عشق عمیق و دائمی شاعر به معشوقش است.
هوش مصنوعی: دل من به سادگی از عشق می و معشوقم جدا نمیشود و هیچ دلی به راحتی از جانش دست نمیکشد.
هوش مصنوعی: من زنجیری درست میکنم که هیچچیز در آن نیست و پیچ و تابهای بسیاری دارد. مثل اینکه من یک دیوانهام که در این روزگار هیچکس به پا نمیخیزد.
هوش مصنوعی: ما به قدری در مشکلات و سختیها سقوط کردهایم که حتی در روز قیامت هم، هیچ نشانی از ما و خاک ما برنمیخیزد.
هوش مصنوعی: دل پاکی را نیافتم که از جاذبهٔ نگاه او فرار کند، چرا که تیر مژگانش به قدری قوی است که هیچکس نمیتواند از آن رهایی یابد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیادهروی در سجده و عبادت برای محبوب، سرها و پیشانیها به زمین چسبیدهاند و دیگر از آنجا بلند نمیشوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.