آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
همچو گوهر خلوتم لبریز مهتاب از تو شد
برق حسنت مضطرب سازد دل فولاد را
بی مروت! جوهر آیینه سیماب از تو شد
آتش است آتش، منه دست نوازش بر دلم
با وجود آنکه عمری پیش ازین آب از تو شد
عاشق آزاری به این حد شیوهٔ خوبان نبود
جای من در نازنینان این ادا باب از تو شد
رفتی و رنگ رخم دیشب سبک خیز از تو بود
آمدی و بخت غیر امشب گرانخواب از تو شد
اینقدرها شکوه از سودای عشق او چرا؟
نیم نازی کرده ای نقصان و داراب از تو شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و تأثیرات آن بر روح و جان عاشق است. شاعر از بیخوابی و پریشانی ناشی از معشوق صحبت میکند و حس زیبایی و نورانی بودن معشوق را توصیف میکند. او میگوید که محبت معشوق همچون آتش است و هرچند درد و رنج میآورد، اما نمیتواند از آن دست بردارد. شاعر همچنین به رنج و آزار عاشقانه اشاره میکند و از غم دوری و تبعات آن مینالد. در نهایت، سوال میکند که چرا باید از عشق شکایت کرد وقتی که زیبایی و ناز معشوق، همواره در یاد است.
هوش مصنوعی: وقتی تو آمدی، چشمان من بیخواب شدند و مانند گوهری در دل شب، فضای خالیام پر از نور مهتاب شد.
هوش مصنوعی: جذبه زیبایی تو حتی دلهای آهنی را هم به لرزه میاندازد، ای بیرحم! و جوهر آینه که از نقره ساخته شده، تحت تأثیر تو قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: آتش درون من زبانه میکشد و تو نباید دست نوازشگری روی دلم بگذاری، با اینکه سالها قبل از تو بهرهای نداشتم.
هوش مصنوعی: عاشقانی که به معشوقان آسیب میزنند، به این شکل رفتار نمیکنند. جای من در میان زیباترین افراد، این نوع رفتار از تو ناشی شده است.
هوش مصنوعی: رفتی و رنگ چهرهام دیشب به خاطر تو تغییر کرده بود. حالا که برگشتی، شانس دیگران به خاطر تو سنگین و خوابآلود شده است.
هوش مصنوعی: چرا اینقدر از عشق او شکایت میکنی؟ تو که فقط کمی بیتوجهی کردهای و او از تو فاصله گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.