امشب فزود دل ز طپش جوش دیده را
گردیده دامن آتش خس پوش دیده را
بالد طراوت از گل رخسار او به خویش
پر کرده سیر غبغبش آغوش دیده را
خودداری از نگاه من امشب مدار چشم
حیرانیم ربوده زبس هوش دیده را
موج سرشک پرده در راز عاشق است
بر دل بریز ساغر سر جوش دیده را
جویا شنیده آنکه زبان فهم حیرت است
فریادها بود لب خاموش دیده را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه خود میپردازد. او از حالتی پرشور و طپش دل سخن میگوید و به زیبایی معشوق اشاره میکند که چشمانش را به طرز جذابی تحت تأثیر قرار داده است. شاعر از معشوق میخواهد که از نگاهش خودداری نکند، چرا که این نگاه برای او مایه حیرت و شگفتی است. او به عمق احساسات و رازهای درونش اشاره کرده و میگوید که اشکهایش مانند موجی در حال موج زدن هستند و این حالت بهراز عشق درونی او و فریادهای خاموشی که در دل دارد، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: امشب دل من به شدت میتپد و چشمانم به خاطر زیبایی و شور و هیجان، آتش محبت را در خود دارند.
هوش مصنوعی: طراوت و زیبایی چهره او، مانند گلی است که برای خود جاذبهای خاص ایجاد کرده و نگاهها را به سمت خود جلب میکند.
هوش مصنوعی: امشب از نگاهی که به من میاندازی خودداری کن، زیرا چشمانم به خاطر زیباییات حیرتزده و ناچار است که خیره بماند.
هوش مصنوعی: حالت احساساتی و غمگین عاشق، در جریان اشکهای او نهفته است. بنابراین، بیا و با دل پرشور آن را با پیمانه پر از اشک چشمانش به دیگران منتقل کن.
هوش مصنوعی: آنکه به حرف و زبان نمیتواند بیان کند، در واقع در حیرت و شگفتی است و فریادهای او در سکوت چشمانش نمایان میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.