گنجور

 
جویای تبریزی

دولت کسی ز پهلوی حسنت هوس کند

کاندیشهٔ شکار هما با مگس کند

با یاد عارض تو اسیری که دل خوش است

پیوسته سیر گل ز شکاف قفس کند

شاید تواندش قفس مرغ ناله شد

دل را چو رخنه رخنه کسی چون جرس کند

بوسی اگر در اول مستی دهد زلطف

ما را به کام دل ثمر پیش رس کند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سیدای نسفی

تسخیر عکس روی تو دل چون هوس کند

عریان شود چو آئینه حفظ نفس کند

از خود برون برآی و بکن پهن دام رزق

در خانه عنکبوت شکار مگس کند

از ظالمان مجوی ز بی قوتی مدد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سیدای نسفی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه