بیرخت گل در چمن آشفتگیها میکند
غنچه با بوی تو در یک پیرهن جا میکند
پیش پیش رنگ رخسار خود از خود میرویم
در چنین دوری که چشمت کار صهبا میکند
راز در هر دل که جا گیرد نفس نامحرم است
عاشقان را دم زدن چون صبح روشن میکند
باز دل را دیدهام جویا هلاک درد هجر
با سر زلف نکویان میل سودا میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و زیباییهای آن است. شاعر از بیتابی و آشفتگیاش در غیاب معشوقهاش میگوید و اشاره میکند که غنچه (نماد عشق) با بوی معشوق در یک لباس جا میشود. هنگام دوری از معشوق، رنگ رخسار خود را از دست میدهد و چشمان معشوقش به او تأثیر میگذارد. راز عشق در دلها پنهان است و عاشقان را روشنایی میبخشد. شاعر همچنین به درد و عذابی که به خاطر دوری معشوق احساس میکند، اشاره میکند و از زیبایی موهای معشوق به عنوان نماد عشق و جنون یاد میکند.
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، گل در باغ به هم ریخته است، و غنچه با بوی تو در یک لباس جا میگیرد.
هوش مصنوعی: در زمانی که دوری از تو را تحمل میکنم، رنگ چهرهام به خودی خود محو میشود؛ زیرا نگاه تو مرا مست و سرشار از احساسات میکند.
هوش مصنوعی: رازها تنها در دلهایی که آشنا و صمیمی هستند، جا میگیرند و در غیر این صورت، همانند نفسی نامحرماند. برای عاشقان، سخن گفتن از این رازها مانند نور صبح است که روشنایی و clarity میآورد.
هوش مصنوعی: دل دوباره به دنبال دلیل هلاکت ناشی از درد جدایی رفته است و با سر زلف زیبا مانند معشوقان به سودا و آرزوها میپردازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.