سر به دورانت تهی از آرزو هرگز مباد
خالی از صاف خیالت این کدو هرگز مباد
آب و رنگ آن گل رو سایه پرورد حیاست
آتش می پرده سوز شرم او هرگز مباد
داغ خواری لازم روی طلب باشد چو ماه
در جهان یارب کسی بی آبرو هرگز مباد
بر جراحت سونش الماس ریزد ناصحم
چاک دل منت کش زخم رفو هرگز مباد
حسن را با ناز جویا اختلاط رنگ و پوست
از گل رویش جد این رنگ و بو هرگز مباد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان آرزوها و احساسات شاعر درباره زیبایی، عشق و شرم میپردازد. شاعر از خالی بودن سر از آرزو و فاصله گرفتن از خیال صاف و دلکش انتقاد میکند و آرزوی عاری بودن از شرم و خواری را دارد. همچنین بر اهمیت زیبایی و جذابیت میافزاید و تأکید میکند که هیچکس نباید بدون آبرو باشد. در نهایت، شاعر به عشق و تأثیر زیبایی در روح و روان اشاره میکند و میخواهد که این زیبایی همواره باقی بماند.
هوش مصنوعی: هرگز نگذار ذهن و دل تو از آرزوها خالی شود، و هیچگاه اجازه نده که خیال و فکر پاکت در این دنیا خالی بماند.
هوش مصنوعی: آب و رنگ آن گل به وسیله سایه حیا پرورش یافته است و آتش نمیتواند پرده شرم او را بسوزاند، که این همیشه باید محافظت شود.
هوش مصنوعی: اگر کسی در طلب چیزی باشد، باید درد و رنج آن را متحمل شود، همچون ماهی که در جهان درخشان است. خدایا، هیچکس نباید بدون آبرو باقی بماند.
هوش مصنوعی: بر روی زخمهایش، الماس میریزد. ای ناصح، دل شکستهام را نتوانی التیام بدهی. هرگز نباید باشد که زخمهایم را رفو کنی.
هوش مصنوعی: حسن را با ناز و زیباییاش مقایسه کن و رنگ و پوست او را از گل بپرس. اما بدان که هیچگاه این رنگ و عطر مانند جد او نخواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.