به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
قدح از موج صهبا بزم بر هم خورده را ماند
نهانم همچو بوی غنچه در آغوش دلتنگی
فضای شش جهت یک خاطر آزرده را ماند
نبیند زخم تیغ عشق هرگز روی بهبودی
که از هر بخیه دندان بر جگر افشرده را ماند
قدح از جوش موج باده در چشم سیه مستان
بعینه دیدهٔ مژگان بهم آورده را ماند
مرا کاری به زاهد نیست جویا مصرعی گفتم
سویدای دل افسرده خون مرده را ماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احوالات دلbroken و رنجیده خویش اشاره میکند. او با تشبیه رنج خود به بیپرده شدن مینا، احساساتش را بیان میکند. در ادامه، به تاریکی و درد عشق اشاره میکند که هیچ گاه بهبود پیدا نمیکند و زخمهایش همیشه باقی میماند. همچنین، باید از وسوسههای دنیا و زاهدان فاصله بگیرد، زیرا دل افسرده و ناامید او به افکار و احساساتی عمیق تر اشاره دارد. در کل، شعر نشاندهنده عواطف غمگین و ناپایدار شاعر است.
هوش مصنوعی: به چشم من که تو را نمیبینم، حال دل شبیه به پایانی است که جام شراب در اثر امواج به هم ریخته است.
هوش مصنوعی: من در دل تنگی و غم، مانند بوی یک غنچه پنهان هستم؛ فضایی که تمام جهات را در بر گرفته و شبیه به خاطرهای آزرده میباشد.
هوش مصنوعی: هیچکس زخمهای ناشی از عشق را نخواهد دید، چون روح زخمخوردهای که از هر بخیه بر دلش نشسته، هرگز چهره بهبودی به خود نخواهد گرفت.
هوش مصنوعی: دستشویی را در حال جوشیدن باده و موجهایش میبینم، که به نوعی یادآور چشمان زیبای افرادی است که در مستی به سر میبرند و با مژگان خود، نگاههای پرشوری را ایجاد کردهاند.
هوش مصنوعی: من به کارهای زاهد (مرد پارسا) هیچ توجهی ندارم، تنها یک مصراع درباره احساسات دردمندانهام گفتم، مانند حالتی که خون مردهای باقی مانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.