توصیف تو از بشر نیاید
در کسوت گفت در نیاید
بی معنی عشق همچو تصویر
از عالم رنگ برنیاید
معنی حقیقت از بزرگی
در قالب لفظ در نیاید
گر شوق لقای او نباشد
آیینه ز سنگ برنیاید
مژگان تو کرده با رگ جان
کاری که زنیشتر نیاید
عکسی است خیال او که هرگز
زآیینهٔ دل بدر نیاید
در هیچ دلی اثر ندارد
آن ناله که از جگر نیاید
شادم به نسیم کویش آنهم
گر شام آید سحر نیاید
از جرگهٔ مردمی برآید
هر کس با خویش برنیاید
کاری که زدل تپیدن آید
جویا از بال و پر نیاید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دشواریهای توصیف انسان و عشق میپردازد. او میگوید که عشق و حقیقت نمیتوانند به راحتی و در قالب کلمات بیان شوند و تنها تصاویری بیمعنا از آنها باقی میماند. اشاراتی به احساسات عمیق و نقش آنها در زندگی انسانی نیز وجود دارد؛ از جمله اگر شوق دیدار معشوق نباشد، هیچ چیز از آن احساسات واقعی و زنده به وجود نخواهد آمد. شاعر از ارتباط عمیق بین دل و عشق سخن میگوید و نشان میدهد که هر کسی باید با خود و احساساتش کنار بیاید. در نهایت، تأکید بر این است که احساسات واقعی و عمیق، به سادگی قابل بیان یا تصویر نیستند.
هوش مصنوعی: توصیف تو فراتر از کلمات است و هیچ کس نمیتواند به درستی از تو صحبت کند.
هوش مصنوعی: عشق بدون معنا مانند تصویر رنگی است که از دنیای واقعی به وجود نمیآید.
هوش مصنوعی: معنای واقعی چیزها نمیتواند تنها با کلمات بزرگ و زیبا بیان شود.
هوش مصنوعی: اگر انگیزهای برای دیدار او وجود نداشته باشد، هیچ چیز نمیتواند به شکوفایی برسد.
هوش مصنوعی: مژگان تو با رگ جانم کاری کرده که دیگر نتوانم زنده بمانم.
هوش مصنوعی: تصویری از او در ذهن من وجود دارد که هیچگاه از عمق دل بیرون نخواهد رفت.
هوش مصنوعی: اگر درد و رنج واقعی در دل نباشد، ناله و شکایت به دل کسی تأثیری نخواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: من از نسیم کوی تو خوشحال هستم، حتی اگر شب فرارسد و سحر هرگز نیاید.
هوش مصنوعی: هر کسی که با خود و درونش سازگار نباشد، نمیتواند به جمع مردم بپیوندند.
هوش مصنوعی: اگر دلی به تپش بیفتد و خواستهای در قلب شکل بگیرد، نشانهای از آن در ظاهر و رفتار بیرونی فرد نمایان نمیشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیشیردلی بسر نیاید
وز گاودلان هنر نیاید
جانا، چو تویی دگر نیاید
مردم ز تو خوبتر نیاید
هم رنگ رخت سمن نگیرد
هم تنگ لبت شکر نیاید
روزی که تو برنخیزی از خواب
[...]
خرد است و زو سفر نیاید
وز عهده آن به در نیاید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.