دیدم کلاه ابروی آن کجکلاه کج
از پیچ و تاب شد به دلم تیر آه کج
کج کج بود خرام سیه مست باده را
چشمت از کند به سوی من نگاه کج
افغان دل به نالهٔ زنجیر شد بدل
بر عارضش فتاده چو زلف سیاه کج
افتاد تاج مهر به خاک از سر فلک
بر سر چو از غرور نهادی کلاه کج
جز حق پرستی راست از کس طمع مدار
کج می رود رونده چو گردید راه کج
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای یک معشوق میپردازد که کلاهی کج بر سر دارد و حرکاتش به اندازهای دلانگیز و دلفریب است که دل شاعر را به تیر میزند. نگاهی که به سوی شاعر میاندازد، حرکتی متفاوت و خاص دارد. شاعر همچنین از درد و زنجیرهای دل خود سخن میگوید که تحت تأثیر زیبایی آن معشوق به زنجیر کشیده شده است. در نهایت، شاعر به مفهوم حقپرستی و دوری از طمع میپردازد و به این نتیجه میرسد که در مسیری کج باید به درستی قدم گذاشت.
هوش مصنوعی: من دیدم که کلاه آن دختر با ابروهایش بهطرز خاصی کج شده و این منظره به دل من تیر غم یا حسرتی زد.
هوش مصنوعی: نگاه زیبای تو، که به سمت من میآید، همانطور که میرقصد و در حال مستی است، حسی خاص و کجوموج دارد.
هوش مصنوعی: دل افغان به خاطر نالهٔ زنجیرها به درد آمده، بر روی او موهای سیاه و کج ریخته است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خورشید به دلیل غرور و تکبر خود، مانند تاجی که از سر آسمان افتاده، به زمین افتاده است. این به تصویر کشیدن لحظهای است که عظمت و بزرگی خورشید تحت تأثیر خودخواهی و فخر فروشیاش کاهش یافته و مانند کلاهی کج به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر غیر از پرستش حق به سراغ کسی بروی، انتظار خوبی نداشته باش. وقتی راه را کج بروی، هر که قدم بگذارد راهاش هم کج خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای داشته به سر ز رعونت کلاه کج
سر کج مکن که کج بودش جایگاه کج
سیلی باد بین که چسان افگند به خاک
غنچه که می نهد دو سه روزی کلاه کج
از چشم راست بین همه را، کز کژی بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.