در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
آئینه تجلی دیدار شد مرا
از بس نهان ز درد تو در گرد کلفتم
رنگ شکسته رخنهٔ دیوار شد مرا
بر باد پای شوق و برون تاختم ز خویش
پست و بلند مرحله هموار شد مرا
باشد مدام گرم پرافشانی از طپش
دل عندلیب آن گل رخسار شد مرا
تنگیِ دل فزود به کتمان راز عشق
قفل در خزینهٔ اسرار شد مرا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربهٔ عمیق عشق سخن میگوید و آن را به عنوان مخزن اسرار درون خود توصیف میکند. او بر اثر درد و دوری معشوق، در خود شکسته و آسیبدیده به نظر میرسد. با شوق و شور، از قید و بندهای خود رها میشود و این مسیر را هموار مییابد. شاعر به زیبایی عشق را با تصویر دل عندلیب و گل رخسار معشوق مقایسه میکند و از تنگی دل و کتمان راز عشق نیز سخن میگوید که مانند قفلی بر در خزینهٔ اسرارش است.
هوش مصنوعی: در عشق، دل من همچون محلی پر از رازها شده و حالا چهره دیدار معشوق برایم مثل آینهای روشن و واضح است.
هوش مصنوعی: به خاطر پنهان کردن درد عشق تو، چنان زیر فشار هستیام که چهرهام رنگ باخته و مانند دیواری که ترک خورده، شدهام.
هوش مصنوعی: از شوق به سوی عشق شتابان حرکت کردم و از خودم که در پایین و بالا بوده، عبور کردم. در این راه، مسیر برای من هموار شد.
هوش مصنوعی: دل من همیشه در تپش است و مانند بلبل که از عشق آن گل زیبای خویش میخواند، من نیز از شوق و عشق او دائماً در حال ابراز احساسات هستم.
هوش مصنوعی: دل من به شدت تنگ و فشرده شده و این باعث شده که نتوانم احساسات و راز عشق را پنهان کنم. حالا در احساساتی عمیق و پر از راز غرق شدم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.