تا چمن از جلوه ات رشک جنان گردیده است
برگ برگ غنچه در وصفت زبان گردیده است
شد پس از مردن غبارم سرمهٔ آوازها
بسکه در هر ذره ام رازی نهان گردیده است
بر سر خاکم هما کسب سعادت می کند
استخوانم تا خدنگت را نشان گردیده است
سرخرویی را مهیا همچو برگ غنچه باش
گر ترا جویا یکی با دل زبان گردیده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جلوههای معشوق میپردازد و میگوید که حضور او سبب ایجاد رشک در بهشت و شگفتی در طبیعت شده است. او بیان میکند که پس از مرگ، وجود او همچون سرمهای از راز و آوازهای پنهان پر شده است. شاعر از حالتی بیان میکند که حتی خاکش نیز در جستجوی سعادت و نشان دادن عشق به معشوق است. او در انتها توصیه میکند که معشوق مانند غنچهای سرخرو و زیبا باشد، چرا که دل هر که عاشق اوست، به زبان میآید.
هوش مصنوعی: چمن به زیبایی تو حسادت میکند و هر جوانهای در وصف تو صحبت میکند.
هوش مصنوعی: بعد از مرگ من، به غباری تبدیل شدم که در صدای آوازها فرورفته است. به حدی در هر ذرهام رازهایی پنهان شده که نمیتوان آنها را دید.
هوش مصنوعی: بر روی قبر من، هما (پرنده خوشبختی) در حال تلاش برای کسب سعادت است و استخوانهای من تا زمانی که تیر تو به هدف خورده، در حال انتظار است.
هوش مصنوعی: برای کسی که به دنبال توست، خود را آماده کن و مانند گل برگ غنچه باش. زیرا کسی که با دل تو را میجوید، به زبان احساسات به تو نزدیک شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عندلیب روح را تن آشیان گردیده است
یوسفی را چاه زندان خانمان گردیده است
عمرها شد جان به گرد کوی او دارد طواف
تن به عزم دیدن آن رو روان گردیده است
گر سرم گردد به گرد دل عجایب نیست این
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.