گنجور

 
جویای تبریزی

خامشی با وضع شوخ آن صنم پیوسته است

با لبش از جوش شیرینی بهم پیوسته است

حلقه های چشم ارباب نظر با یکدگر

در سر کوی تو چون نقش قدم پیوسته است

شد ترا از گریه ام چشم ترحم اشکریز

روز باران سرشکم نم به نم پیوسته است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!