لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت
گویی خدا ز شیرهٔ جان این نبات ریخت
هنگامه ساز صد چو زلیخا و یوسف است
ته جرعه ای که حسن تو بر کاینات ریخت
نام خدا، لبت رگ ابری است درفشان
از بس گهر زلعل تو حسن نکات ریخت
هندوی چشم شوخ تو از سرخی خمار
امروز رنگ میکده در سومنات ریخت
از حسن سیر مایه مرا در سبوی دل
جویا می نگاه به قصد زکات ریخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با تصویرسازیهای زیبا درباره عشق و زیبایی صحبت میکند. شاعر از عشق و زیبایی معشوق خود به عنوان آب حیات یاد میکند که زندگیبخش است. او همچنین به شباهت عشقش به داستان زلیخا و یوسف اشاره میکند و از زیباییهای معشوقش، همچون رنگ می و دلربایی، میگوید. در نهایت، شاعر به تأثیر و محبت این زیباییها بر دل اشاره کرده و با لحن عاشقانه، از زیباییهای معشوق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: دل من از زیبایی تو سیراب شده است، انگار که خدا روح زندگی را از وجود این گیاه در جان من ریخته است.
هوش مصنوعی: در زمانهای که عشق و زیبایی در دلها میتپد، مانند داستان معروف زلیخا و یوسف، هر ذرهای از زیبایی تو بر جهان تأثیر میگذارد و دنیای ما را پر از عشق و حال خوب میکند.
هوش مصنوعی: به نام خدا، لبهای تو مانند رگهای آبی است که از فراوانی زیبایی و گوهرهای ناب، به جلوه در آمدهاند.
هوش مصنوعی: چشمهای بازیگوش تو که به خاطر خمار امروزش سرخ شدهاند، رنگ میکده را به سومنات ریخته است.
هوش مصنوعی: از زیبایی و دلنشینی معشوق، دل من پر از سرور است. به همین خاطر، در دل خود مانند آبی در سبوی دل، به جستجوی محبت و بخشش او هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.