باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
اشک، دل را مگر از دیده برون ریخته است
بلدی در ره رفتن زخودم حاجت نیست
همه جا لخت دل افتاده و خون ریخته است
چرخ هم بی سرو پا گرد ره سودا شد
تا فلک بر سر هم بسکه جنون ریخته است
مارهای سیه زلف به خود می پیچد
تا خط پشت لبت رنگ فسون ریخته است
خالی از خویش شدم در دم نظارهٔ او
شمع سانم نگه از دیده برون ریخته است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق درد و اندوه شاعر است. او به تصویرسازی خون و اشک میپردازد که در زندگی و دلش ریخته شده است. شاعر احساس میکند که در مسیر زندگی به کسی نیاز ندارد چون دلش به شدت آسیب دیده و خالی شده است. او از جنون و بیسر و سامانی چرخش دنیا میگوید و به زیباییهای معشوق خود و تأثیر آن بر روحش اشاره میکند. در نهایت، او خود را در تماشا و نظاره معشوق میبیند که مانند شمعی در حال ذوب شدن است.
هوش مصنوعی: در جیب و کنارههایم همه جا پر از خون و اشک است، آیا دل من هم از چشمانم ریخته است؟
هوش مصنوعی: تو در مسیر زندگی آنقدر ماهر هستی که نیازی به راهنمایی نداری. هر جا را که نگاه کنی، دلهای شکسته و خونهای ریخته شدهای میبینی.
هوش مصنوعی: چرخش دنیای بی سر و پا، در مسیر عشق و جنون، به قدری زیاد شده است که آسمان هم تحت تاثیر آن قرار گرفته و پر از جنون شده است.
هوش مصنوعی: موهای تیره و مجعد به دور خود میپیچند، زیرا خط پشت لب تو زیبایی و جاذبه خاصی دارد.
هوش مصنوعی: در لحظهای که او را مینگرم، تمام وجودم را از دست دادهام و همچون شمعی هستم که در اثر تماشای او، اشکهایم از چشمهایم سرازیر شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.