همتم کم نتواند برداشت
دولت جم نتواند برداشت
گر دو تا نیست قدم از ضعف است
قامتم خم نتواند برداشت
هر قدر راندم از جا نروم
رام او رم نتواند برداشت
چون دهم شرح سرشک افشانی
نامه ام نم نتواند برداشت
حیف بر چرخ که با این تن و توش
از دلی غم نتواند برداشت
آنچه در دیده ز دل جویا ریخت
ساغر جم نتواند برداشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناتوانی خود در تحمل غم و دردهای عاشقانه سخن میگوید. او اعتقاد دارد که هیچ قدرت و قدرتی نمیتواند بار احساساتش را بر دوش بکشد، و این ضعف در قامت و وضعیت او نمایان است. او از بیداد زمانه و چالشهایی که دلی پر از درد به همراه دارد، مینالد و تأکید میکند که هیچ چیز جز دلشکستگی نمیتواند بار احساساتش را برآورده کند. در نهایت، او میگوید که هیچ ساغری نمیتواند غم و اندوهی را که در دل دارد، جبران کند.
هوش مصنوعی: تلاش من به تنهایی نمیتواند به قدرت و عظمت دولت جم دست یابد.
هوش مصنوعی: اگر من دو قدم نمیتوانم بردارم، به خاطر ضعف من است و نمیتوانم قامتم را راست نگهدارم.
هوش مصنوعی: هرچه بیشتر از او دور شوم، او همچنان بر من تسلط دارد و نمیتوانم از تأثیر او خلاص شوم.
هوش مصنوعی: هر گاه بخواهم درباره اشکهایی که ریختهام توضیح دهم، نامهام نمیتواند آن را درک کند.
هوش مصنوعی: چه افسوس بر آسمان که با این قدرت و توانایی، نمیتواند از دل انسان اندوهی را بزداید.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دل در دیده ظاهر میشود، به هیچ عنوان نمیتوان آن را با چنگال ساغری پر از شراب، برداشت و به دست آورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.