می کند چشم تو تا بیخود ز ساغر گشته است
آنقدر مستی که مژگان هم از او برگشته است
در ره شوق تو از بس پر برون آورده است
نامه ام مستغنی از بال کبوتر گشته است
کارهای چرخ از بس بی نظام افتاده است
آسمانها گوییا اوراق ابتر گشته است
چون توانم گرد دل را منع کلفت از غمش
شیشه افلاک از آهم مکدر گشته است
چارهٔ سرگشتگی ها را مجوی از آسمان
چون تو جویا او هم از بیچارگی سرگشته است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حالتی عمیق و تاثیرگذار از عشق و شوق میپردازد. او میگوید که چشم محبوبش مستی را به او القا کرده و حتی مژگانش هم تحت تاثیر این حالت قرار گرفتهاند. شاعر از عشقش مینویسد که این عشق او را به جایگاهی میبرد که دیگر نیازی به نامهنگاری و ارسال پیام ندارد. او توصیف میکند که اوضاع جهان به هم ریخته و هر چیزی بینظم شده است. شاعر نگران دل خود است و احساس میکند که هر اقدامی برای رهایی از غم محبوبش بیفایده است. او همچنین اشاره میکند که مشکلاتش را نمیتواند از آسمان و یا بالاترین مقامات جستجو کند چون آنها هم در بیچارگی و سردرگمی به سر میبرند.
هوش مصنوعی: چشم تو به قدری مدهوش و سرمست شده که انگار از شراب هم بیشتر مست است، به گونهای که حتی مژگان تو نیز از این حال به سمت دیگری رفتهاند و تحت تاثیر قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، نامهام آنقدر از دل و جان پر شده است که دیگر نیازی به بال کبوتر ندارد.
هوش مصنوعی: کارها به شدت بینظم و آشفته شدهاند، بهگونهای که به نظر میرسد آسمانها همچون ورقهای ناتمام و ناقص در هم ریختهاند.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم دل را از غم و اندوه بازدارم؟ آسمان از صدای آه و نالهام تاریک و ابری شده است.
هوش مصنوعی: راه حل مشکلات و سرگردانیهایت را از آسمان و غیب نپرس، زیرا خود او نیز از بیسامانی و سردرگمی در رنج است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.