ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت
کند تر شبنم گل را صفای گوهر گوشت
مگیر آیینه بر کف گر به معشوقی سری داری
می مرد آزمای عشق خواهد برد از هوشت
شوم سر تا به پا در یاد او خمیازهٔ حسرت
اگر یکبار مانند کمان گیرم در آغوشت
به زور روشنی سر پنجهٔ خورشید را تابم
فتد بر طالعم گر سایهٔ صبح بنا گوشت
به غیرم آشنا گشتی از آن رو رفتم از یادت
به غیرت آشنا باشم اگر سازم فراموشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و حسرتی است که شاعر نسبت به معشوق خود احساس میکند. شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند و از اینکه نمیتواند احساساتش را پنهان کند، صحبت میکند. او به خیالاتش دربارهی معشوق و آرزوهایش اشاره کرده و حسرتی عمیق از دوری از او دارد. همچنین، به رابطهاش با نور و سایهها و تأثیراتی که معشوق بر زندگیاش گذاشته، پرداخته است. شاعر در نهایت به فراموشی معشوق و تلاش برای نداشتن احساس حسرت اشاره میکند، اما میفهمد که این امر دشوار است.
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر خجالت رنگش را از دست میدهد و لعل (جمشت) با آن رنگ تازهاش، زیبایی شبنم گل را به تصویر میکشد. این تصویر نشاندهنده تأثیر لطافت و زیبایی طبیعت بر احساسات و جلوههای ظاهری است.
هوش مصنوعی: اگر عاشق محبوبی هستی، نباید با آینه به خودت نگاه کنی. زیرا عشق واقعی تو را از عقل و هوشت دور خواهد کرد و ممکن است که دلت را بشکند.
هوش مصنوعی: تمام وجودم را پر از یاد او کردهام و همچون خمیازهای از حسرت در میآیم. اگر یک بار، مانند کمانی در آغوشم بگیرد، چه لذتی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: به سختی و با زحمت، نور خورشید به من میتابد، اگر سایهٔ صبح بر سر من بیفتد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دیگران به غیر از من با تو آشنا شدند، من تصمیم گرفتم از یاد تو بروم تا به غیرت خودم وفادار بمانم. اگر بتوانم، تلاش میکنم که فراموشت کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.