شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
گر از میانه روی در کنار خود باشی
به روی شاهد مقصود دیده بگشایی
گر از صفای دل آیینه دار خود باشی
چو ریگ شیشهٔ ساعت خوش آن کز آزادی
سفر کنی و مقیم دیار خود باشی
بنوش باده که که گل ها ز خویشتن چینی
پیاله گیر که جوش بهار خود باشی
ز عالم گذران اعتبار گیر دمی
عجب که در طلب اعتبار خود باشی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مفهوم دوگانگی در روابط انسانی و نیاز به خودشناسی اشاره دارد. شاعر به ما میگوید که اگر میخواهی با دیگران رابطهای نزدیک و صادقانه داشته باشی، باید ابتدا با خودت آشتی کنی. او از انسان میخواهد تا به زیباییهای درون خود توجه کند و از لذتهای زندگی بهرهمند شود. همچنین، تاکید میکند که در این دنیا که همه چیز گذراست، باید به دنبال حقیقت و اعتبار واقعی خود باشیم و از فرصتی که برای لذت بردن از زندگی داریم غفلت نکنیم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در کنار یارت خوشبگذرانید و با او رابطهای نزدیک داشته باشی، باید گاهگاهی از خودت فاصله بگیری و مثل یک بیگانه رفتار کنی تا دلش را بدست آوری.
هوش مصنوعی: اگر دل پاکی داشته باشی، میتوانی با چشمانت زیبایی حقیقت را به خوبی ببینی و درک کنی.
هوش مصنوعی: مانند دانههای شنی که در شیشهی ساعت قرار دارند، هر کجا که هستی، میتوانی از آزادی بهرهمند شوی و در سرزمین خود زندگی کنی.
هوش مصنوعی: باده بنوش که مانند گلها، زندگی زیبایی دارد. پیاله را بگیر و از شوق زندگی کن، چرا که این روزها بهار جوانی توست.
هوش مصنوعی: از دنیای پوچ و گذرا لحظهای اعتبار بگیر، شگفتانگیز است که در جستجوی اعتبار خود باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.