به جام لاله می رنگ تا بود در کوه
بنوش می به دف و چنگ تا بود در کوه
بده به سختی ایام دل که مینا را
نمی رسد خطر از سنگ تا بود در کوه
چنان ر شعلهٔ آهم فضای دهر پر است
که نیست جا به شرر تنگ تا بود در کوه
کمال مرد عیان گردد از جلای وطن
که نیست آینه جز سنگ تا بود در کوه
شود ز فیض سفر جوهرت عیان جویا
که لعل راست نهان رنگ تا بود در کوه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای طبیعت و زندگی اشاره دارد و بر لذتهای مادی و معنوی تأکید میکند. شاعر از جام لاله و نوشیدن می سخن میگوید، به نوعی دعوت به شادی و بهرهبردن از زندگی دارد. همچنین به دشواریهای ایام و خطراتی که از سنگها سرچشمه میگیرد اشاره میکند، اما بر این باور است که ارزش واقعی انسان در شرایط و محیط خود نمایان میشود. در نهایت، شاعر به جواهرات نهانی در وجود انسانها و ضرورت تلاش برای کشف آنها در سفرهای زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به رنگ لاله در جام بنوش و این کار را در کوه ادامه بده، تا زمانی که در آنجا هستی، با دف و چنگ هم بخوان و لذت ببر.
هوش مصنوعی: دل را به مشکلات و سختیهای زندگی واگذار کن، زیرا تا وقتی که در دل کوه است، مینا (شکستنی) از سنگ در امان خواهد بود.
هوش مصنوعی: احساسات عمیق من آنقدر قوی و فراگیر است که به نظر میرسد فضای دنیا را فرا گرفته است و جایی برای جرقهای کوچک وجود ندارد تا بتواند در دل یک کوه جا بگیرد.
هوش مصنوعی: کمال و فضیلت واقعی یک مرد زمانی مشخص میشود که از میهن خود دور شود، چرا که در کنار کوه، هیچ چیزی جز سنگ نیست که بتواند او را بازتاب دهد.
هوش مصنوعی: از برکت سفر، جواهر تو ظاهر میشود. سوال کن که آیا گوهر واقعی همچنان در دل کوه پنهان است یا نه؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.