به جام لاله می رنگ تا بود در کوه
بنوش می به دف و چنگ تا بود در کوه
بده به سختی ایام دل که مینا را
نمی رسد خطر از سنگ تا بود در کوه
چنان ر شعلهٔ آهم فضای دهر پر است
که نیست جا به شرر تنگ تا بود در کوه
کمال مرد عیان گردد از جلای وطن
که نیست آینه جز سنگ تا بود در کوه
شود ز فیض سفر جوهرت عیان جویا
که لعل راست نهان رنگ تا بود در کوه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به جشنی در دل کوه دعوت میکند که در آن میتوان از لذت زندگی و زیبایی بهره برد. او به اهمیت پرچمداری میپردازد و میگوید که در سختیهای زمان، دل را تسکین بدهند. همچنین به این نکته اشاره میکند که شجاعت و کمال انسان در سایهی وطن خود به وضوح نمایان میشود و در نهایت بر این باور است که ارزش واقعی انسان به آنچه در سفر با خود میآورد، آشکار میشود. در کل، مضمون شعر در جستجوی زیباییهای زندگی و اهمیت وطن و تجربیات جمعی است.
هوش مصنوعی: به رنگ لاله در جام بنوش و این کار را در کوه ادامه بده، تا زمانی که در آنجا هستی، با دف و چنگ هم بخوان و لذت ببر.
هوش مصنوعی: دل را به مشکلات و سختیهای زندگی واگذار کن، زیرا تا وقتی که در دل کوه است، مینا (شکستنی) از سنگ در امان خواهد بود.
هوش مصنوعی: احساسات عمیق من آنقدر قوی و فراگیر است که به نظر میرسد فضای دنیا را فرا گرفته است و جایی برای جرقهای کوچک وجود ندارد تا بتواند در دل یک کوه جا بگیرد.
هوش مصنوعی: کمال و فضیلت واقعی یک مرد زمانی مشخص میشود که از میهن خود دور شود، چرا که در کنار کوه، هیچ چیزی جز سنگ نیست که بتواند او را بازتاب دهد.
هوش مصنوعی: از برکت سفر، جواهر تو ظاهر میشود. سوال کن که آیا گوهر واقعی همچنان در دل کوه پنهان است یا نه؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.