مِسکنت پیشه کن که زیرا زود
مَسکنت زیر خاک خواهد بود
خویشبینی مکن که آخر کار
خویش بینی بدان عمل ماخود
ما خود از قطره منی زادیم
عجب است این منی و عُجب نمود
با خود آ از شراب نخوت و کبر
آن کن ای بنده کت خدا فرمود
عُجب و گردنکشی چه سود دهد
تو که سر بر فلک نخواهی سود
ای که مغرور دوده و تیغی
روزی از دودمان برآید دود
آن که پر بود گنجش از زر و سیم
روزگارش به ناگهان بربود
تن چو فرسوده گشت در دل خاک
کی کند خواجه را کر و فرمود
وآن که باد غرور در سر داشت
به سرش باد و خاک ره پیمود
قلب را پاک کن که در عرصات
نستانند قلب روی اندود
نور توحید حق هرآینه دید
آن که ز آیینه زنگ شرک زدود
هر کرامات کرد دست اجل
به کرامات عمر خود نفزود
نبود جز درود با نفرین
پیر دهقان هر آن چه کشت درود
چون (جنید) آن بیافت ارزش و مال
که ز سودای جاه و مال آسود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکان را ز آسمان کبود
چون تو هرگز کریم و راد نبود
هرگز از تو کسی بلا نکشید
هرگز از تو کسی جفا نشنود
عید فرخنده باد بر تو ملک
[...]
پیش از این هیچ کار دیگر بود
که شبی مست پیش او بغنود
کو قدم تا بدین طریق رود
یا کجا گوش کاین سخن شنود
آفتاب جلال و عالم جود
که چنو در جهان نشد موجود
خان عادل ، کمال دولت و دین
گوهر کان محمدت ، محمود
آنکه او راست طلعت میمون
[...]
آن ولی عهد دو شه مسعود
شاه عادل مغیث دین محمود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.