غم ایمان و خوف دینت نیست
خبر از کاروان انینت نیست
ای زیان کرده عمر در غم مال
هیچ باک از زیان دینت نیست
چند از این فکر های دور و دراز
به خدا گوییا یقینت نیست
تا کی این لقمه های زهرآلود
خوف این جان نازنینت نیست
راه گم کردی از طریق صلاح
زآن که استاد راهبینت نیست
چون گریزان ز اهل قرآنی
عجب ار بخت بد قرینت نیست
بانگ و فریاد در معامله است
در دعا ناله حزینت نیست
سر نخوت بر آسمان که مگر
مثل در عرصه زمینت نیست
همه در بند پیشوایی و جاه
خبر از روز واپسینت نیست
جمع دیوان چه سود چون سخنت
همه عیب است و یک یمینت نیست
عمرت از دست شد دریغ (جنید)
حیف این گوهر ثمینت نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.