گنجور

 
جنید شیرازی

غم ایمان و خوف دینت نیست

خبر از کاروان انینت نیست

ای زیان کرده عمر در غم مال

هیچ باک از زیان دینت نیست

چند از این فکر های دور و دراز

به خدا گوییا یقینت نیست

تا کی این لقمه های زهرآلود

خوف این جان نازنینت نیست

راه گم کردی از طریق صلاح

زآن که استاد راه‌بینت نیست

چون گریزان ز اهل قرآنی

عجب ار بخت بد قرینت نیست

بانگ و فریاد در معامله است

در دعا ناله حزینت نیست

سر نخوت بر آسمان که مگر

مثل در عرصه زمینت نیست

همه در بند پیشوایی و جاه

خبر از روز واپسینت نیست

جمع دیوان چه سود چون سخنت

همه عیب است و یک یمینت نیست

عمرت از دست شد دریغ (جنید)

حیف این گوهر ثمینت نیست

 
 
 
مشکلات اینترنت