گنجور

 
جنید شیرازی

ساقیا موسم عیش است بده جام شراب

که برافکنده عروس چمن از چهره نقاب

دم به دم پیک نفس می‌رسد از عالم جان

که غنیمت شمر ایام گل و عهد شباب

خیز با سرو‌قدی بر لب آبی بنشین

که دوان می‌گذرد عمر گرامی چون آب

درده آن جام غم انجام که در ده کس نیست

چون در این منزل ویران همه مستیم و خراب

اگرم کاسه سر باد برد چون نرگس

یک دم از کف نگذارم قدح باده ناب

درس دوری که مرا بود به هر شام و سحر

درس عشق است کنون ای پسر دور شراب

بانگ قامت نکند سود کسی را که مدام

کار با قامت شاهد بود و بانگ رباب

ای (جنید) آن همه تحصیل تو بی‌حاصل بود

چه کنم نیست مرا فایده‌ای سبق کتاب

 
 
 
مشکلات اینترنت
فرخی سیستانی

روزه از خیمه ما دوش همی شد بشتاب

عید فرخنده فراز آمد با جام شراب

قوم را گفتم چونید شمایان به نبید

همه گفتند صوابست صوابست صواب

چه توان کرد اگر روزه زما روی بتافت

[...]

ناصرخسرو

ای غریب آب غریبی ز تو بربود شباب

وز غم غربت از سرْت بپرّید غراب

گرد غربت نشود شسته ز دیدار غریب

گرچه هر روز سر و روی بشوید به گلاب

هر درختی که ز جایش به دگر جای برند

[...]

منوچهری

باغ معشوقه بد و عاشق او بوده سحاب

خفته معشوقه و عاشق شده مهجور و مصاب

عاشق از غربت باز آمده با چشم پرآب

دوستگان را با سرشک مژه برکرد از خواب

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
قطران تبریزی

نبود صعبتر از هجر بتان هیچ عذاب

که شب و روز جدا دارد از من خور و خواب

اندرین گیتی کس یاد نکردی ز گنه

گر بدان گیتی چون هجر بدی هیچ عذاب

تا غم فرقت آن ماه بمن باز نخورد

[...]

حکیم نزاری

روز برف است بیایید و بیارید شراب

تا بنوشیم به شکرانه ی این فتح الباب

میر مجلس بنشین گو و به ساقی فرمای

تا سبک رطل گران پیش من آرد به شتاب

در چنین روز و جوارِ درِ نوروزِ شریف

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه