ساقیا موسم عیش است بده جام شراب
که برافکنده عروس چمن از چهره نقاب
دم به دم پیک نفس میرسد از عالم جان
که غنیمت شمر ایام گل و عهد شباب
خیز با سروقدی بر لب آبی بنشین
که دوان میگذرد عمر گرامی چون آب
درده آن جام غم انجام که در ده کس نیست
چون در این منزل ویران همه مستیم و خراب
اگرم کاسه سر باد برد چون نرگس
یک دم از کف نگذارم قدح باده ناب
درس دوری که مرا بود به هر شام و سحر
درس عشق است کنون ای پسر دور شراب
بانگ قامت نکند سود کسی را که مدام
کار با قامت شاهد بود و بانگ رباب
ای (جنید) آن همه تحصیل تو بیحاصل بود
چه کنم نیست مرا فایدهای سبق کتاب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.