روز ازل که از تن خاکی اثر نبود
جان را بجز هوار تو کار دگر نبود
خاص از برای عشق تو در عالم آمدم
ور نه مرا ز کوی تو عزم سفر نبود
اول توام ز خویش خبر دادی ار نه من
بودم به حالتی که ز خویشم خبر نبود
در کائنات اگر چه نظر کردم از هوس
حقا که جز جمال توام در نظر نبود
گفتم در این طریق به جایی رسم ولی
هر جانبی که رفتم از او ره به در نبود
در گاه عشق او دل و جانم ز دست رفت
دل خود نداشت قدری و جان را خطر نبود
در چار سوی عشق دویدم به هیچ وجه
آن را رواج تقوی و علم و هنر نبود
دل خواست تا به حضرت تو دگر تحفهای برد
با او جز آب دیده و سوز جگر نبود
پنداشت جان که ناله او کارگر شود
واحسرتا که ناله او کارگر نبود
کی محرم حریم وصالش شود کسی
کاو را بر آستانه مجال گذر نبود
از سر بدار دست که در بارگاه عشق
آن کس نهاد پای که در بند سر نبود
از دولت وصال تو محرم نشد (جنید)
بیچاره را ز بخت نصیبی مگر نبود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دی مست بوده ام که ز خویشم خبر نبود
من بودم و دو محرم و یاری دگر نبود
می رفت آن سوار و بر او بود چشم من
می شد ز سینه جان و در آنم نظر نبود
سوز دلم بدید و ز چشمش نمی نریخت
[...]
امروز ناز را به نیازم نظر نبود
زان شیوههای خاص یکی جلوهگر نبود
چشم از غرور اگر چه نمیگشت ملتفت
عجز نگاه حسرت من بی اثر نبود
بس شیوههای ناز که در پرده داشت حسن
[...]
مژگان من ز اشک دمی بی گهر نبود
این شاخ بی شکوفه لخت جگر نبود
آیینه ات ز دود خط آخر سیاه شد
خط بر زمین کشیدن ما بی اثر نبود
یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
ما را سری نبود اگر درد سر نبود
بیگانه رسوم دو عالم بر آمدیم
ما را بجز خیال تو کار دگر نبود
لب خواستم به شکوه گشایم گذشت عمر
[...]
از ساج و کاج، تخت و عماری مگر نبود
لیکن مگر ز تختۀ در بیشتر نبود
از عرش بود پایۀ قدرش بلندتر
حاجت به نردبان غم آور دگر نبود
روی فلک سیاه و ز حمّال و نعش شاه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.