گنجور

شمارهٔ ۷۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

زبان در دهان ترجمان دل است

سخن بر زبان از زبان دل است

جهان وانچه می بینی اندر جهان

گم اندر فضای جهان دل است

قلم هرچه بر لوح هستی نوشت

یکی نکته از داستان دل است

خدنگی که از قبضه ما رمیت

رسد بر نشان از کمان دل است

غذایی که از عند ربی ابیت

خورد جان عارف ز خوان دل است

فراوان فواکه که از قطع و منع

مبراست از بوستان دل است

کلام تو وحی است جامی بلند

که نازل شده ز آسمان دل است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور