دیدمی دیدار آن دلدار رعنا کاشکی
دیده روشن کردمی زان روی زیبا کاشکی
خاطر اندر سایه طوبی نیاساید مرا
سایه کردی بر سرم آن سرو بالا کاشکی
گرچه امروز از جمال او نگشتم بهره مند
وعده این دولت افتادی به فردا کاشکی
عاشقان را رخصت گل دیدن و چیدن چه سود
بودی آن گلچهره را اذن تماشا کاشکی
کاشکی گویم مرا گشتی وصال او نصیب
بی نصیبان را نصیبی نیست الا کاشکی
با وجود عقل و دین سامان نگیرد کار عاشق
در هجوم این شدی ان هر دو یغما کاشکی
نظم جامی راکه شد در وصف لطف او چو در
بودیم در سلک نزدیکان او جا کاشکی
هرچه خواهد باد حاصل در حریم بزم او
وز حریم بزم او صد ساله ره تا کاشکی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آرزوی دیدار معشوق سخن میگوید و حسرت و longing خود را بیان میکند. او آرزو دارد که ای کاش بتواند چهره زیبا و دلنواز او را ببیند و از زیبایی او بهرهمند شود. شاعر به سایهای که معشوق بر سرش افکنده اشاره میکند و میگوید که حتی اگر امروز از جمال او محروم باشد، امیدوار است که در آینده به وصال او برسد. او به ناتوانی عاشقان در دیدن معشوق و عدم مجوز برای این دیدار افسوس میخورد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که با وجود عقل و دین، عاشقی در تنهایی و دوری از معشوق مقهور است و آرزوی خود را به ناراحتی از فراق او تبدیل میکند.
هوش مصنوعی: من دیدار آن معشوق دلربا را دیدهام، کاش که چشمم روشن میشد و از زیبایی آن چهره منور میگردید.
هوش مصنوعی: دل من در زیر درخت طوبی آرام نمیگیرد، تو آن سرو بلند را سایهبان من کردی. کاش!
هوش مصنوعی: هرچند امروز از زیبایی او بهرهمند نشدم، اما امیدوارم وعده این نعمت به فردا موکول شده باشد، کاش!
هوش مصنوعی: عاشقان اجازه دیدن و چیدن گل را دارند، اما چه فایدهای دارد زمانی که آن محبوب زیبا را به تماشا نمیتوانند بیدار کنند. ای کاش میشد که او را ببینند.
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستم بگویم که من به وصال او رسیدم. اما برای بینصیبها، هیچ نصیبی نیست، مگر اینکه بگویم ای کاش!
هوش مصنوعی: با وجود عقل و دین، کار عاشق به سامان نمیرسد و در این وضعیت، هر دو اینها (عقل و دین) به تاراج رفتهاند. ای کاش اینطور نمیشد.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به زیبایی و لطف خدا اشاره میکند و آرزو دارد که در جمع بندگان نزدیک به او قرار گیرد، به طوری که تمامی نعمتها و لطفهای او را احساس کند. شاعر از مشاهده و درک این قرب و محبت خرسند است و کاش میبود که به آنجا نزدیکتر میشد.
هوش مصنوعی: هرچه که بخواهد، باد در حریم جشن او وجود دارد و از آنجا تا صد سال راه وجود دارد، کاش که...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کردمی در خاک کوی دوست مأوا کاشکی
سودمی رخسار خود بر خاک آن پا کاشکی
آمدی بیرون ز کوی آن سرو بالا کاشکی
برقع افکندی ز روی عالم آرا کاشکی
دیدمی دیدار آن دلدار رعنا کاشکی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.