گنجور

شمارهٔ ۴۷۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ای کاش من برآن سر کو خاک بودمی

تا پایمال آن بت چالاک بودمی

تا باد بردیم به سر کوی دوست کاش

مردم نبودمی خس و خاشاک بودمی

پاک است یار و دامن پاکش گرفتمی

ز آلایش وجود خود ار پاک بودمی

روز شکارگر شدیم بخت سازگار

من نیز سر درآن خم فتراک بودمی

گر اشک دامنم نگرفتی ز ضعف تن

همراه آه رفته بر افلاک بودمی

بایستیم به دست ازان زلف رشته ای

تا من رفوگر جگر چاک بودمی

گر جرعه ای ز ساغر جامی نخوردمی

کی رند و دردخواره و بیباک بودمی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.