گنجور

شمارهٔ ۴۷۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

سبزخطا و گلرخا تازه بهار کیستی

طرف کله شکسته ای طرفه نگار کیستی

مرکب ناز زیر ران کرده کمان ز ابروان

ناوک غمزه برکمان بهر شکار کیستی

من به میان موج غم دیده ز خواب شب تهی

تا تو به خواب خفته ای سر به کنار کیستی

می گذری که هیچ کس خاک نشد به راه من

بین که ز فرق تا قدم غرق غبار کیستی

من به خمار هجر تو تشنه جگر فتاده ام

تا تو به جام وصل خود دفع خمار کیستی

بوی وصال غایبی یافتم ای صبا ز تو

قاصد کشور که یی پیک دیار کیستی

جامی و نکته های خوش لیک تو هیچ گه بدو

گوش نمی نهی که تو نکته گزار کیستی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور