گنجور

شمارهٔ ۴۶۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

از هیچ نشان داده دهانی که تو داری

بر موی کمر بسته میانی که تو داری

صد جامه جان چاک شود چون بخرامد

با لطف قبا سرو روانی که تو داری

شد از کشش ابروی تو قامت ما خم

کس را نرسد زور کمانی که تو داری

خط سبزی و رخ خوان جمال است و جهانی

مهمان شده سبزی و خوانی که تو داری

آنان که اسیران تو را طعنه زنانند

غافل شدگانند ز آنی که تو داری

هرکس ز جمالت شده قانع به نشانی

بیرون ز نشانهاست نشانی که تو داری

جامی به غزل کوش که در حد کمال است

برطرز حسن این سخنانی که تو داری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان