از هیچ نشان داده دهانی که تو داری
بر موی کمر بسته میانی که تو داری
صد جامه جان چاک شود چون بخرامد
با لطف قبا سرو روانی که تو داری
شد از کشش ابروی تو قامت ما خم
کس را نرسد زور کمانی که تو داری
خط سبزی و رخ خوان جمال است و جهانی
مهمان شده سبزی و خوانی که تو داری
آنان که اسیران تو را طعنه زنانند
غافل شدگانند ز آنی که تو داری
هرکس ز جمالت شده قانع به نشانی
بیرون ز نشانهاست نشانی که تو داری
جامی به غزل کوش که در حد کمال است
برطرز حسن این سخنانی که تو داری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. او معتقد است که هیچ نشانی از زیبایی معشوقش، مانند لبان او، نمیتواند با زیباییهای دیگر مقایسه شود. زیبایی او سبب شده که حتی اندام شاعر نیز تحت تأثیر قرار گیرد و خم شود. شاعر به ویژگیهای خاص معشوقش اشاره میکند، از جمله ابروهایش که مانند کمان است و جمال او که جهانی را مجذوب خود کرده است. او همچنین به کسانی که به معشوقش طعنه میزنند، اشاره کرد و میگوید که این افراد از زیبایی واقعی او غافلند. شاعر در نهایت به زیبایی سخن و غزل اشاره کرده و میگوید که باید با زیبایی معشوق در خلق شعر تلاش کند.
هوش مصنوعی: از هیچ چیزی مانند تو نشان نده، زیرا تو زیبایی و عطری داری که به زیبایی کمرت آراسته شده است.
هوش مصنوعی: هر دفعه که معشوق با زیبایی و نازش ظاهر میشود، دل را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و گویا هزاران جامه از وجود انسان پاره میشود. این زیبایی و لطفی که تو داری، دل را عمیقاً دستخوش تغییر میکند.
هوش مصنوعی: کشش ابروی تو باعث شده که قامت ما خم شود. هیچکس نمیتواند به قدرت کمانی که تو داری برسد.
هوش مصنوعی: خط سبز و زیبا و چهره دلربایت نشان از زیبایی و جذابیت توست، به گونهای که تمام دنیا به مهمانی زیبایی تو آمدهاند و سفرهات پر است از نعمتها و لطفهای تو.
هوش مصنوعی: کسانی که به اسیران تو طعنه میزنند، از آنچه که تو در اختیار داری بیخبرند و از واقعیت دور هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی تو راضی باشد، واقعاً از نشانههای ظاهری دور است و نشانه واقعی تو چیزی فراتر از آنهاست.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و کمالی که در شعر تو وجود دارد، سعی کن با استفاده از آن، شعرهای زیبا و دلنشینی را بسازی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از مو نتوان ساخت میانی که تو داری
وز غنچه ی سیراب دهانی که تو داری
شبها نکنی گوش بفریاد اسیران
فریاد از آن خواب گرانی که تو داری
محراب نظرهاست کمانی که تو داری
شیرازه دلهاست میانی که تو داری
چون سبزه زمین گیر کند آب روان را
این قامت چون سرو روانی که تو داری
بر روی زمین رنگ عمارت نگذارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.