در وقت گل ای بلبل فریاد بسی داری
خوش وقت تو کز هرگل فریادرسی داری
از قافله لیلی گر واپسی ای مجنون
این بس که به گوش از وی بانگ جرسی داری
از کوی وی ای زاهد مایل سوی فردوسی
گر نغلطم از بستان رو در قفسی داری
پروانه صفت هرکس گرد سر تو گردان
لیکن تو کجا هرگز پروای کسی داری
از بهر خدا بگسل پیوند رقیب از خود
تا چند چو گل دامان در چنگ خسی داری
کردی به دل ای صوفی اسباب جهان شیرین
با دعوی طاووسی شغل مگسی داری
از مهر بتان جامی هر لحظه برآری دم
چون صبح درین معنی روشن نفسی داری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات عشق و زیبایی طبیعی اشاره دارد. شعر به بلبل و گلها و همچنین به حالتهای مختلف عاشقانه و معنوی پرداخته است. شاعر به بلبل توصیه میکند که از وقت خوش و زیباییهای اطرافش بهره ببرد و از زندگی و عشق لذت ببرد. او همچنین به مجنون (عاشق) و زاهد (عابد) اشاره کرده و به آنها میگوید که به جای نگرانیهای دنیا، به عشق و زیبایی فکر کنند. شاعر در نهایت به پیامدهای دلبستگی به دنیا و رقیبها میپردازد و توصیه میکند که بندهای وابستگی را بگسلند و به دنبال حقیقت و زیبایی واقعی باشند. با زبان زیبا و نمادین، شاعر به جست-andجوی عشق و معنای بالاتر زندگی دعوت میکند.
هوش مصنوعی: در زمان شکفتن گلها، ای بلبل، تو فریادها و نغمههای زیادی داری. خوشبختی تو در این است که از هر گلی میتوانی یاری و کمک بگیری.
هوش مصنوعی: اگر از همراهی لیلی بازماندی، ای مجنون، فقط همین کافی است که صدای زنگی از او در گوش داری.
هوش مصنوعی: ای زاهد، اگر گزند و خطایی از من سر بزند، به سوی باغ او برو و در قفسی که داری، جا بگیر.
هوش مصنوعی: هرکس مانند پروانه دور تو میچرخد، اما تو هرگز به فکر کسی نیستی و اهمیتی برای آنها قائل نیستی.
هوش مصنوعی: برای خدا، رابطهات را با رقیب قطع کن. تا کی باید مانند گلی باشی که در دستان کسی بیارزش اسیر است؟
هوش مصنوعی: ای صوفی، با بهانههای خود و ادعای بزرگی، در دل مردم وسوسههای آرامش و خوشی را ایجاد کردهای، اما در حقیقت کار تو فقط مانند مگس است که به زنبور عسل برای شیرینی و زیبایی سری میزند.
هوش مصنوعی: هر لحظه از عشق معشوقهات نوشی مینوشی، مانند یک صبحی که نورش بر همه چیز میتابد. در این معنا، تو حقیقتی روشن و روشنگر داری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل به سر کویش رو گر هوسی داری
جان در قدمش انداز گر خود نفسی داری
یا کام دلم از لب یک لحظه بده جانا
یا جان بستان از من تو بنده بسی داری
در پای شهید عشق چون کشته شوم آخر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.